b_Newsهمسرم هیچ وقت برایم پارتی بازی نکرد/ یکی،دو سال پیش می خواستم از دوومیدانی بروم

سپیده توکلی: باید شجاعت دخترهایی که با گریم به استادیوم رفتند را تحسین کرد!

b_News مدالی که در اینچئون از دست دادم را می خواهم/ رکوردشکنی ام شوخی شوخی جدی شد
تاریخ: 1396/10/24
زمان: 11: 35
نوع: گفتگو
مسابقات داخل سالن قهرمانی آسیای دوومیدانی در حالی در ایران برگزار می شود که سپیده توکلی با شکستن رکورد ملی در آن شرکت می کند.

نگار رشیدی/ مسابقات قهرمانی آسیای داخل سالن دوومیدانی مدتی دیگر به میزبانی ایران برگزار می شود. از همین رو هرکدام از دونده های ایران برای مدال این رقابت ها نقشه کشیده اند. سپیده توکلی هم یکی از همین افراد است که حتی در روز امتحان دانشگاهش قید تمرین را نزد. او که با شکستن رکورد ملی پرش ارتفاع آماده قهرمانی آسیا می شود، قصد دارد با موفقیت در این مسابقات، فدراسیون را مجاب کند تا به قولی که داده عمل کند. مجید کیهانی به توکلی گفته بود در صورت درخشش در انتخابی و قهرمانی آسیا از او در مسیر جاکارتا حمایت می کند.

 

رکورد ملی پرش ارتفاع به نام شما خورد. برنامه ای برای رکوردشکنی داشتید؟

هدف اصلی من آسیایی بود و خیلی برای این مسابقات برنامه ریزی نکرده بودم. فقط دو،سه روز آخر تمرین را سبک کردم که آسیب نبینم. برای پنجگانه هم به گفته مربی ام همان حالت تمرین را ادامه دادیم تا ببینیم شرایط بدنی ام چطور است. اما من مدام پیش خودم می گفتم می خواهم رکورد بزنم و آنقدر انرژی مثبت فرستادم که توانستم رکورد بزنم. آخر من در تمرین ها خیلی خوب می پریدم به همین خاطر رکوردشکنی به فکرم می آمد. جالب است مسابقات پرش ارتفاع دو ساعت تاخیر خورد و بدنم خیلی سرد شد. روز قبلش هم پنج مسابقه داشتم و بدنم خیلی خسته بود. حتی به شوخی همسرم می گفت فردا رکورد بزن و من هم گفتم می زنم. آخر هم رکورد را زدم (خنده).

 

پس یک جورهایی شوخی شوخی جدی شد؟

بله به خاطر اینکه بدنم خیلی خسته بود اما به این باور رسیده بودم که می توانم. بعد از پنج مسابقه بدنم گرفتگی داشت و حتی در پرش های کوتاه خطا داشتم ولی چند بار که پریدم راه افتادم و خدا کمکم کرد و رکورد را ارتقا دادم.

 

کار با همسرتان به عنوان مربی چطور است؟

الان دیگر همسرم مربی ام نیست. من با آقای ربانی که از قهرمانان پرش نیزه و پرش ارتفاع هستند کار می کنم که جا دارد از ایشان تشکر کنم. اما ایمان همیشه در تمرینات کنارم است و هرجا نیاز باشد مثل زمانی که لازم است یک نفر تایم بگیرد، کمک می کند.

 

آن زمان نمی گفتند همسرتان برای شما پارتی بازی می کند؟

نه اصلا. ایمان همیشه به همه کمک می کند و هیچ توصیه یا کار متفاوتی برای من انجام نداد.

 

زندگی یک زوج ورزشی سخت نیست؟

به هر حال ما از بچگی به این روال زندگی عادت کردیم و این خیلی بهتر از این است که با کسی باشی که شرایط ورزشکار بودن را درک نکند. البته ما در محیط کار و ورزش کنار هم هستیم و این خیلی کمک مان می کند.

 

قهرمانی آسیا نزدیک است. تا الان زمینه های موفقیت در این مسابقات فراهم شده؟

راستش اگر بخواهم درباره زمینه صحبت کنم باید بگویم تا الان که کاری نکرده اند. فکر می کنم قرار است از شنبه تا روز مسابقه اردو بگذارند که همه می دانند 20 روز اردو قبل از مسابقه فایده ای ندارد. البته من تصمیم گرفته ام خودم را درگیر این مسایل نکنم و فقط به خودم و مربی ام و همسرم اعتماد کنم. در دو سال گذشته که درگیر این مسایل شده بودم تبعات منفی اش برای خودم بود. به همین خاطر امسال بی خیالش شدم.

 

تقریبا در دوومیدانی ایران هرکس مدال می خواهد به خودش بیشتر تکیه می کند.

غیر از این باشد نمی شود پیشرفت کرد. دوومیدانی ورزش انفرادی است و مثل فوتبال و تکواندو نیست که یک مربی را برای همه تیم بیاورند. این هم از توان فدراسیون خارج است که برای هر ورزشکار یک مربی خارجی بیاورد و به همین دلیل فقط برای شانس های مدال این کار را می کنند. اما متاسفانه در یکی، دو سال گذشته دید منفی مطلق نسبت به دخترهای دوومیدانی شکل گرفته و هیچ پشتیبانی از آنها نمی شود. با این حال آقای کیهانی به من قول داده در صورت درخشش در انتخابی و قهرمانی آسیا از من برای بازی های آسیایی حمایت می کند. تا الان که من خوب کار کردم و امیدوارم در قهرمانی آسیا روزنه امیدی برای جاکارتا ایجاد کنم. من دو دوره در بازی های آسیایی حضور داشتم و در اینچئون به مدال خیلی نزدیک بودم. این بار می خواهم مدالی که در اینچئون از دست دادم را بگیرم.

 

هیچ وقت به این فکر کردید که کاش در ورزش دیگری فعالیت می کردید؟

من قبلا در تکواندو و والیبال هم بودم و حتی در سوپرلیگ والیبال بازی کردم. در نجات غریق هم مدال آسیایی دارم. در یکی،دو سال گذشته که شرایطم خیلی بد بود حس بدی داشتم و خیلی دنبال این بودم که وارد رشته های قبلی ام شوم. حتی با چند تیم هم صحبت کردم اما در نهایت گفتم این همه در دوومیدانی زحمت کشیدم و حیف است رهایش کنم اما واقعا دیگر کاری به کسی ندارم. الان هم از تصمیمی که گرفتم راضی ام اما دوست دارم آخرهای ورزشم دوباره به والیبال برگردم. البته پیشنهاد بسکتبالی هم داشتم اما این ورزش را حرفه ای انجام ندادم.

 

شما جزو فعالان در کمپین های حمایتی هستید. حتما درباره جریانات ورود بانوان به استادیوم ها هم هستید.

من در کل حامی هر موضوعی که درباره حمایت از بانوان باشد هستم. صددرصد موافق حضور بانوان در ورزشگاه ها هستم و از دیدگاه خودم بین دختر و پسر نباید هیچ فرقی باشد. این حق طبیعی ما دخترهاست اما باید زمینه های فرهنگی ایجاد شود که در آرامش به ورزشگاه ها برویم. آنقدر باید در این زمینه قوی باشیم که حتی استادیوم را زنانه و مردانه نکنیم. مگر سینما را زنانه مردانه کرده اند؟

 

نظرتان درباره چند دختری که با گریم به استادیوم رفتند چیست؟

به نظر من هرکس می تواند کاری که دوست دارد را انجام بدهد. آنها هم دوست داشتند مسابقه تیم مورد علاقه شان را از نزدیک ببینند و راه دیگری جز این نداشتند. باید شجاعت شان را تحسین کرد. اما کاش فرهنگ سازی لازم هرچه زودتر انجام شود تا دخترها با خیال راحت به استادیوم ها بروند.

 

انتخابات کمیته ملی المپیک نزدیک است. دوست نداشتید جزو کمیسیون ورزشکاران می بودید و حق رای داشتید؟

چرا اتفاقا خیلی دوست داشتم که باشم. با توجه به عضویتم در تیم ملی دوومیدانی و دانشجوی دکترا بودنم فکر می کردم می توانم ثبت نام کنم اما دیدم معیار ثبت نام چیز دیگری است و باید المپیکی باشی. اما در کل خیلی اتفاق خوبی است که افرادی از جنس ورزش در این انتخابات حق رای دارند. 





توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.