b_Newsاگر راست می‌گویید، وای به حال سینما

مگر علی پروین به پژمان رای داده؟

تاریخ: 1396/11/23
زمان: 12: 35
نوع: خبر
بردیا احمدی

سورپرایز سی‌وششمین جشنواره فیلم فجر، نامزد شدن پژمان جمشیدی برای دریافت جایزه بهترین نقش مکمل مرد به خاطر بازی در فیلم سینمایی «سوءتفاهم» بود. جمشیدی که کار هنری‌اش را با بازی در نقش خودش در سریال پژمان شروع کرد، سال گذشته حضور در کمدی بسیار موفق و پرفروش «خوب، بد، جلف» را تجربه کرد و حالا کمتر از چهار سال پس از آغاز کارش، در نقطه‌ای قرار می‌گیرد که بسیاری از کهنه‌کارها و خاک‌خورده‌های سینما هم حسرتش را می‌کشند. گویا همین مساله حسرت و افسوس و همین تماشای اینکه چطور یک «تازه از گرد راه رسیده» می‌تواند جامه عمل به رویاهای دور و دراز آنها بپوشاند، باعث شده تا برخی از دوستان واکنش‌های تندی به ماجرا داشته باشند. اوج این عکس‌العمل‌ها هم مربوط به همان لحظه اعلام نام جمشیدی به عنوان یکی از نامزدها می‌شد؛ جایی که برخی از حضار احتمالا به قصد توهین و تمسخر اقدام به خندیدن کردند و نظم سالن را به هم ریختند. در این شرایط محمدرضا فروتن هم که مسوول قرائت نام نامزدها بود دچار مشکل شد و نهایتا مجری برنامه به حضار تذکر داد که حداقل حرمت پخش زنده تلویزیونی را نگه دارند.
البته که پژمان با این فضا بیگانه نیست و صدالبته که او تسلیم چنین اتمسفری نخواهد شد؛ چه اگر غیر از این بود، جمشیدی همان روزهایی کار بازیگری را کنار می‌گذاشت که به خاطر ایفای نقش در اولین تئاترهایش آماج حملات پیشکسوتان این حوزه شد. او اما ایستاد و کارش را کرد تا امروز که هیات داورانی متشکل از خود اهالی سینما او را لایق تصاحب بالاترین جایزه سینمایی کشور تشخیص می‌دهد. توجه داشته باشید که امروز علی پروین و ناصر ابراهیمی به جمشیدی رای نداده‌اند، آنها که روی لیاقت او به جمع‌بندی رسیده‌اند امثال رسول صدر عاملی و کمال تبریزی و محمدرضا فروتن هستند که بعید است با یک فوتبالیست عقد اخوت بسته باشند. در این شرایط معلوم نیست کاسه‌های داغ‌تر از آش چرا جوش آورده‌اند و جلز و ولز می‌کنند؟
لابلای برخی از نقدها جملاتی شبیه این به چشم می‌خورد: «ببین سینما چقدر بی‌حساب و کتاب شده که پژمان جمشیدی نامزد سیمرغ می‌شود.» اگر واقعا حضور یک استعداد بیرونی غیرکلاسیک و موفقیت پرشتاب او حمل بر ضعف سینما می‌شود، پس بروید سینما را درست کنید، چرا یقه پژمان را گرفته‌اید؟ خوب بود اگر به جای جمشیدی مستعد، مثل همه این سال‌ها نقش‌های مهم و بزرگ خیلی از فیلم‌های سینمایی در اشغال نابازیگرهای زیبا رو با دماغ‌های عمل‌کرده در می‌آمد و یا به جماعتی می‌رسید که سر کیسه را خوب شل می‌کنند؟ انصافا کدام‌یک از این انبوه منتقدان عزیز که چشم دیدن درخشش یک فوتبالیست در کسوت بازیگر را ندارند، می‌توانند تسلط جمشیدی بر فن بیان و مهارت او در نقش‌آفرینی مقابل دوربین را تایید نکنند؟ پس چه بهتر که دل از کینه بشوییم و اجازه بدهیم آن که با تلاش به جایی رسیده، الگوی دیگران باشد؛ دیگرانی که پژمان را ببینند و بدانند با کوشش و تلاش می‌شود غیرممکن‌ها را ممکن کرد.
نکته کلیدی این است که هنر مرز ندارد. خیلی مواقع دیده‌ایم که یک والیبالیست یا کشتی‌گیر تبدیل به فوتبالیستی موفق می‌شود و یا بر عکس. اگر این آمد و شدها تصادفی و سفارشی باشد، بقایی در کار نیست. مثلا در همین فوتبال، بازیکن پولکی تا یک جایی بالا می‌آید، اما برای بالاتر رفتن و نخبه شدن نیاز به استعداد و توانایی است؛ کاری که پژمان بدون پول و پشت و پارتی انجامش داده و عوض بخل و حسادت، شایسته ستایش است.

 



بر چسب خبر :


توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.