b_Newsمی‌خواهیم اولین مدال آسیایی و سهمیه المپیک را بگیریم/ با بردن وزیر ونزوئلا انگیزه‌ام دو برابر شد

کیانا باقرزاده: رییس بودن پدرم هیچ‌وقت به نفع من نبوده!

b_News همیشه باختن‌ها و بردهایم حرف و حدیث داشته/ پدرم دوست نداشت دخترش در شمشیربازی باشد
تاریخ: 1397/05/08
زمان: 14: 16
نوع: گفتگو
اگر تا چند وقت پیش، این تیم پسران اسلحه سابر بود که در میادین بین‌المللی می‌درخشید، حالا دختران سابریست هم قد علم کرده‌اند.

نگار رشیدی/ اگر تا چند وقت پیش، این تیم پسران اسلحه سابر بود که در میادین بین‌المللی می‌درخشید و همیشه اخبار موفقیتش راهی رسانه‌ها می‌شد، حالا دختران سابریست هم قد علم کرده‌اند و در هر میدانی که می‌روند بهترین عملکرد را از خود نشان می‌دهند. یکی از نفرات تیم چهار نفره سابر ایران کیانا باقرزاده است که در مسابقات قهرمانی جهان که به تازگی تمام شده، خوش درخشید و پیروزی او برابر وزیر ورزش ونزوئلا به نقطه اوج عملکردش تبدیل شد. او در گفت و گویی که با «گل» داشت، از حضورشان در راهی حرف زد که چند سال پیش پسران سابر طی کردند. کیانا و هم‌تیمی‌هایش در این هفته منتظر خبر قطعی اعزام‌شان به بازی‌های آسیایی هم هستند.

 

این روزها درخشش سابر محدود به تیم پسرها نیست و نگاه‌های زیادی به سمت تیم شما چرخیده.

بله همین طور است.ابتدا باید این را بگویم تیم پسرهای ما که الان در این جایگاه قرار دارند و یکی از قدرت‌های دنیا هستند از همین جایی شروع کردند که ما شروع کردیم.یعنی من به‌ آقای فخری می‌گفتم با دیدن نتایج ما احساس نمی‌کنید خاطرات‌تان دارد مرور می‌شود که می‌گفت بله... پسرهای سابر هم چند سال پیش آرزو داشتند از مقدماتی صعود کنند و با زحمات خودشان، کادر فنی و فدراسیون توانستند به این هدف برسند. تا جایی که وقتی پای 8تا حذف می‌شوند، چند ساعت ناراحت هستند و گریه می‌کنند چون می‌دانند که چقدر توانایی دارند.من از طرف دخترها می‌گویم که برای اولین بار توانایی‌های‌مان باورمان شد و توانستیم این نتایج را رقم بزنیم.

 

البته این خودباوری در قهرمانی آسیا استارت خورد.

بله در آسیا با حضور نجمه در جمع 8 نفر برتر و تلاش بقیه بچه‌های تیم این خودباوری شکل گرفت و برای اولین بار به 32 تا آمدیم که البته آنجا هم به رنک‌های خیلی بالا خوردیم. ما در تیمی برای نخستین بار به جمع 8 تیم برتر رسیدیم و شکست‌مان به ژاپن هم با نتیجه 45 بر 43 بود. ما در جهان قزاقستانی را بردیم که در آسیا برنز گرفته بود و این برد بزرگی بود. ما کاراته، تکواندو یا جودو نیستیم که نفرات مشخصی در اوزان مشخص حضور داشته باشند و خبری از رپه شارژ و شانس مجدد نیست. ناگهان 200 شمشیرباز در یک گروه با هم رقابت می‌کنند.

 

کلید این خودباوری و موفقیت‌ها چیست؟

اول اینکه ما مدتی اردوهای خوب و منظمی داشتیم. همچنین اردوی بدنسازی خوبی برای‌مان برگزار شد و روانشناس هم برای‌مان آوردند. از طرفی تیم پسرهای‌مان را می‌دیدیم و چون اسلحه‌مان یکی بود انگیزه‌مان زیاد می‌شد. وقتی در قهرمانی آسیا به 8 تیم رسیدیم خودمان را بیشتر باور کردیم با آن شرایط و آمادگی استرس‌مان هم کمتر شد.

 

سابر دخترها آنقدر نظرها را جلب کرد که بسیاری خواهان حضورش در بازی‌های آسیایی شدند.

همین موضوع هم یک مقدار ما را اذیت کرد. ما سه،چهار ماهی می‌شود که درگیر این موضوع هستیم. یک روز می‌گویند به بازی‌ها می‌روید و روز دیگر می‌گویند نمی‌روید. ما نیز تمام هم و غم خود را گذاشتیم تا بتوانیم از خودمان دفاع کنیم. با این حال وقتی در قهرمانی آسیا جزو 6 تیم آمدیم باز هم گفتند هنوز اعزام‌تان معلوم نیست. این موضوع از طرف وزارت ورزش مشخص نبود. اما ما در قهرمانی جهان تیمی را بردیم که مدال بازی‌های آسیایی را داشت. شاید در انفرادی هم روزشان بود. شاید ما به راحتی بتوانیم در بازی‌های‌ آسیایی به مدال برسیم. رشته‌هایی هستند که به خاطر کسب تجربه به بازی‌ها اعزام می‌شوند، ما هم درست است تجربه نداریم اما شاید بتوانیم مدال بگیریم. هر بازیکنی آرزوی حضور در مسابقات قاره‌ای و المپیک و مدال این میادین را دارد. ما هم نگران هستیم که اعزام می‌شویم یا نه. قرار است در این هفته نتیجه مشخص شود.

 

رنکینگ‌ تیمی‌تان هم که صعود چشمگیری داشت.

بله ما قبل از قهرمانی جهان تیم سی‌ام دنیا بودیم و با همین یک مسابقه به رنک 20 آمدیم و این یعنی 10 پله صعود. شاید مردم ندانند که این صعود 10 پله‌ای چقدر کار بزرگی است. همینطوری تیمی که در مسابقاتی مثل گرندپری حضور پیدا کند 8 امتیاز می‌گیرد و ما در این میدان 48 امتیاز گرفتیم. لهستان شمشیربازی داشت که چهار سال پیش قهرمان بازی‌های اروپایی شده بود. بهتر است اینطور بگویم که ما با بردن یک مشت قهرمان این صعود در رنکینگ را به دست آوردیم.

 

یکی از بخش‌های جذاب قهرمانی جهان مسابقه تو با وزیر ورزش ونزوئلا بود که البته او را هم بردی.

ما سال گذشته هم در تیمی به ونزوئلا خورده بودیم و تجربه رقابت با آنها را داشتیم که البته مسابقه خیلی سختی هم بود. این خانم در سه المپیک بیجینگ، لندن و ریو شرکت کرده و در هر گردهمایی که برای شمشیربازان در هر جای دنیا برگزار شده، حضور داشته. او آنقدر افتخار  دارد که وزیر ورزش ونزوئلا هم شد. اما من توانستم او را پنج بر چهار شکست بدهم و اصلا همین پیروزی باعث شد که من برای بردن سایر رقبایم انگیزه بگیرم.

 

تو دختر رییس فدراسیون هستی. این نسبت پدر و دختری چقدر تو را در شمشیربازی زیر فشار برده ؟

آن اوایل حرف و حدیث زیاد بود. وقتی می‌باختم می‌گفتند باخته اما چون دختر رییس است در تیم هست، وقتی هم می‌بردم می‌گفتند حتما امکانات بیشتری از بقیه داشته. ولی رفته‌رفته این مسایل کمتر شد. من و نجمه اولین دخترهایی بودیم که بعد از انقلاب اسلامی توانستیم در آسیا مدال بگیریم. ما در شمشیربازی واقعا مثل یک خانواده هستیم اما این مسایل هست و از طرف کسانی که مطرح می‌شود که یا از بیرون شمشیربازی هستند و یا کسانی که دوست دارند جای من باشند اما نمی‌توانند. یا مثلا در المپیک دانشجویان که بودیم اولین کسی که سراغش می‌رفتند من بودم یا اگر کسی از وزارت ورزش در مسابقه بود دم پیست من می‌نشست تا ببیند من چه کار می‌کنم. این مسایل اذیت کننده هست اما دیگر مثل چهار سال گذشته نیست و با آن یک‌جورهایی کنار آمدم. پدر من رییس است و این موضوع شاید یک جاهایی به ضررم بود اما هیچ‌وقت به نفعم نبوده.

 

البته به صورت کلی هم این نگاه وجود دارد که تیم سابر بیشتر مورد توجه است.

بله این نگاه‌ها متاسفانه وجود دارد. ولی ما سال گذشته یک گرندپریکس در فرانسه شرکت کردیم و بچه‌های اپه به گرندپریکس چین رفتند. دیگر تا قهرمانی آسیا هیچ‌کدام‌مان اعزامی نداشتیم. ولی ما خودمان را کندیم. در قهرمانی آسیا این شرط بود که هرکس به جدول 32 تا برسد به قهرمانی جهان اعزام می‌شود و واقعا همین هم شد. من هرچه بالا پایین می‌کنم کار متفاوتی برای ما انجام ندادند. درباره پسرها هم خیلی از این حرف‌ها شنیده شد و به همین خاطر هم آقای فخری از دبیری فدراسیون کنار رفت تا نگویند او دبیر است و به تیم سابر بیشتر اهمیت می‌دهد. بعدش هم که دیدید سابر پسرها روزبه‌روز نتایج بهتری گرفت.

 

پدرت چقدر در حضور تو در شمشیربازی تاثیر داشت؟

دوره اولی که پدر رییس شد من بسکتبال بازی می‌کردم و به طور کلی دوست نداشت من و خواهرانم به صورت حرفه‌ای در ورزش باشیم. اما یک بار که مسابقه شمشیربازی را از نزدیک دیدم علاقمند شدم با این حال پدر اجازه نداد ورود کنم و معتقد بود دوست ندارم در محیطی که من هستم حضور داشته باشی و که البته راست هم می‌گفت (خنده). اما بعد از بازگشت دوباره‌اش این اجازه را داد و من هم در اولین مسابقه‌ای که شرکت کردم به جمع برترین‌ها رسیدم و به تیم ملی دعوت شدم.

 

به عنوان سوال آخر، جدا بازی‌های آسیایی چه هدفی را دنبال می‌کنی؟

ما به دنبال این هستیم که رنکینگ‌مان را ارتقا بدهیم و اگر به همین شیوه جلو برویم می‌توانیم سهمیه المپیک را هم به دست بیاوریم. ما واقعا تیم یکدستی هستیم و خیلی خوب همدیگر را ساپورت می‌کنیم بنابراین می‌توانیم اولین دختران شمشیربازی باشیم که به مدال بازی‌ها و سهمیه المپیک می‌رسیم.





توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.