b_Newsداستان کینه‌توزی‌ رییس با کاپیتان تا کجا ادامه دارد؟

آقای معروف، تسلیت!

تاریخ: 1397/09/07
زمان: 11: 50
نوع: یادداشت
امروز به سعید معروف 2 بار تسلیت می‌گوییم. نخستین بار برای فوت مادربزرگش و دوم برای آن فدراسیونی که حتی یک پیام تسلیت را هم از او دریغ کرد.

سعیده فتحی/ امروز به سعید معروف 2 بار تسلیت می‌گوییم. نخستین بار برای فوت مادربزرگش و دوم برای آن فدراسیونی که حتی یک پیام تسلیت را هم از او دریغ کرد.

بعد از خودمان، در قعر وجود و شاید آن ته‌مایه وجدان‌مان می‌پرسیم که ما را چه شده است؟ چرا حد و مرزی نداریم؟ مصداقی شده‌ایم از ضرب‌المثل و تمثیلی که می‌گوید یا از این سوی بام می‌افتیم یا از سوی دیگرش؟ تا دیروز در فدراسیون داورزنی کیلو کیلو هندوانه زیر بغل سعید معروف می‌گذاشتند، یک کاپیتان می‌گفتند که از بغلش صدتا کاپیتان می‌ریخت. کسی جرات نداشت به کاپیتان بگوید بالای چشمت ابروست و حالا در فدراسیون ضیایی همان معروف، همان کاپیتان تیم ملی، بدترین و مقهورترین بازیکن ملی ایران می‌شود. آن‌هم به خاطر چند جمله‌ای که در صفحه شخصی‌اش نوشته و نقد تلخی که به اتفاقات اخیر و رییس فدراسیون داشته است.

همان چند خط به حدی برای رییس جدید گران تمام شد که دستور داده کاپیتان تیم ملی بایکوت شود. این انحصارگرایی نیست؟ خودمحوری و خودمختاری نیست؟ اگر نیست، اگر ضیایی جای معروف بنشیند، باز هم نام این رفتار را «حق» می‌گذارد؟

سایت فدراسیون اخبار تمام لژیونرها را پوشش می‌دهد اما خبری از معروف که این روزها در لیگ ایتالیا بازی می‌کند، نمی‌توان پیدا کرد. حالا از بایکوت خبری بگذریم، فدراسیون والیبال در اقدامی عجیب‌تر، فوت مادربزرگ کاپیتان تیم ملی را هم تسلیت نگفت و تنها به تسلیت به خانواده سیدعباسی و دایی‌های معروف بسنده کرد. این کینه‌توزی کودکانه‌ای نیست؟

هرقدر هم که از دست معروف عصبانی باشیم، از رفتارش در ستوه و در خشم، هرچقدر هم که به او نقد داشته باشیم اما این دلیل می‌شود برای گذر کردن از غمی که بر دلش نشسته است؟

در کنار تمام نقدهایی که محقانه یا غیرمنصفانه بر او وارد شده، آیا نمی‌توان برای این غم کنارش همدردی کرد؟ غیر از این است که سال‌ها به فن او، به هنرش در سالن‌های والیبال ایمان داشتیم؟ غیر از این است که یکی از دلایل موفقیت والیبال در سال‌های اخیر داشتن پاسوری همچون معروف بوده و در چنین شرایطی آیا این کار پسندیده‌ای است؟

آقای ضیایی امروز روی سخن‌مان با شخص شماست. هرچقدر هم که با کاپیتان تیم ملی مشکل داشته باشید لااقل خود را شریک غمش کنید. معروف دوست داشتنی‌ترین چهره برای هواداران این رشته بوده و هست، لااقل برای بخش عمده‌ای از هوادارانی که شما میان آنها (به هر دلیلی) جای ندارید، احترام قائل شوید. چرا باید او را بایکوت خبری کنید؟ چرا نباید فدراسیون والیبال به کاپیتان تیم ملی تسلیت بگوید؟ اگر معروف خطایی کرده باید در کمیته انضباطی بررسی و حکمش صادر شود.

پرسش حالا اینجاست که این دعوا تا کی باید ادامه داشته باشد؟ وقتی معروف را بایکوت خبری می‌کنید یعنی باید قید حضور او در تیم ملی را هم بزنیم؟ و حالا دوباره می‌پرسیم که چرا کمیته انضباطی را تشکیل ندادید؟ احتمالا درگیر قانون منع به کارگیری بازنشسته‌ها هستید و این روزها وقت‌تان را صرف نگهداری از میز ریاست می‌کنید پس برای رسیدگی به داستان کاپیتان تیم ملی وقتی ندارید.  

به هر حال اگر عمرتان به ریاست قد داد، اگر قوانین بازنشسته‌ها را دور زدید، لطفا تکلیف «معروف» و «معرف‌ها» را مشخص کنید. این داستان کینه‌توزی‌های شخصی تا کجا ادامه دارد؟





توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.