b_Newsهمه چیز با گای عجیب بود/ شبکه SFR Sportمستند زندگی ام را ساخت

سریع ترین دونده ایران: به خاطر مشکل ویزا مجبور شدم از پاریس برگردم

b_News دنبال کاری بزرگ تر از المپیک ریو هستم
تاریخ: 1396/01/23
زمان: 22: 12
نوع: گفتگو
حسن تفتیان دونده سرعت ایران که به تازگی از اردوی فرانسه بازگشته است، در گفت و گو با «گل» از تفاوت تمریناتش در این کشور صحبت کرد.

نگار رشیدی

حسن تفتیان پس از رسیدن به نیمه نهایی المپیک ریو، نور امیدی را در دل مسوولان فدراسیون روشن کرد تا روی او بیشتر سرمایه گذاری کنند. به همین دلیل سریع ترین دونده ایران پس از چند ماه تمرین بدون مربی، اواسط بهمن راهی فرانسه شد تا زیر نظر اونتانن گای به آرزویش که رسیدن به رکورد زیر 10 ثانیه است، برسد.

تفتیان در این مدت یکی از پرفشارترین اردوهای خود را تجربه کرد و از این اتفاق خوشحال است. او در ابتدای ورودش به فرانسه در تورنمنت جهانی پاریس هم شرکت کرد و در رده پنجم قرار گرفت. هرچند این دونده به خاطر مشکل ویزا مجبور به بازگشت شد ولی منتظر است کارها هرچه سریع تر انجام شود و تمرین با گای را از سر بگیرد.

 

رسیدن به خیر. از یک اردوی بلندمدت و البته پرفشار برگشتید.

البته نمی توان گفت بلندمدت، من یک اردوی 10 هفته ای را پشت سر گذاشتم. چیزی که برایم در این اردو جالب بود تمرین با سبک جدید و زیر نظر مربی حرفه ای و جدید بود. من تمریناتی انجام دادم که برایم عجیب بود. همه چیز باید تغییر می کرد. اما از این اردو خیلی راضی هستم. هرچند زمان زیادی نداشتم و چند روز اول مشغول شناخت یکدیگر بودیم. می خواستیم هرچه زودتر تمرینات اصلی تر را در برنامه داشته باشیم که این اتفاق هم افتاد. پس از کسب شناخت حداقلی تمرینات جدی شد. همه چیز از فشار و نوع تمرین جدید بود و مطمئنا هر تغییری نیاز به زمان دارد تا بدن به آن عادت کند و به بهترین شکل بازخورد داشته باشد. من سال های زیادی به یک سبک تمرین کردم و حالا با سبک جدیدی مواجه شده ام که شرایط بدنی، تمرینی و ذهنی باید این تغییر را بپذیرد.

 

به نظر می رسد شما در این اردو به چیزی که بعد از المپیک دنبالش بودید، رسیدید؟

دقیقا درست است. بعد از المپیک هدف بزرگ تری را برای خود گذاشتم. من در ریو به نیمه نهایی رسیدم و حالا می خواهم کار بزرگ تری انجام دهم. تعیین کردن هدف یک بحث است و پیدا کردن راه رسیدن به هدف بحثی دیگر. خوشبختانه ما هم توانستیم این راه و کسی که می تواند به من کمک کند را پیدا کنیم. اونتانن گای مربی باتجربه و با رزومه ای است و پیش از این هم بارها با شاگردانش توانسته موفقیت را تکرار کند. من هم خیلی خوشحالم که او تمام تجربه هایش را می تواند روی من اجرا کند. این اتفاق خیلی خوبی بود و من خیلی خوشحالم.

 

نظر اونتانن درباره شما چه بود؟

همه کسانی که سررشته ای در دوومیدانی دارند می دانند که دوومیدانی رشته زمان بری است و با سه،چهار ماه تمرین نمی توان کار خاصی انجام داد. من از اول اسفند استارت تمرین را زدم که زمان خیلی کمی است. اما چیزی که ما را امیدوار می کند همکاری مدام و چندساله با اونتانن است. او در مصاحبه اش هم گفته بود که هم در بازی های آسیایی و هم المپیک 2020 خیلی به من امیدوار است. گای در صحبتی هم که با من داشت گفته بود در المپیک بعدی موفقیت خوبی در انتظارم است.

 

رسانه های فرانسوی هم گزارش هایی از شما گرفتند.

متاسفانه دوومیدانی داخل کشور ما خیلی ضعیف واقع شده و دو کشور با هم قابل قیاس نیستند. آنجا در تمرین خبرنگار و تلویزیون و رادیو حضور داشتند و ورزشکاران همه زیر ذره بین بودند. از من هم به عنوان یک خارجی گزارش تهیه کردند. بزرگ ترین روزنامه ورزشی آنجا برای من تیتر زد و شبکه SSR هم دو روز کنار من بود و مستندی از زندگی من از نحوه تمرین و برخورد با مربی گرفته تا خانواده ام و ارتباطم با ایران ساخت. این اتفاق برای من خیلی جالب و باعث خوشحالی ام بود.

 

به عنوان یک ایرانی نوع برخوردشان با شما چطور بود؟

خیلی خوب بود. حتی برای من گاهی اوقات خوشحال کننده هم بود. چه مربی و چه کسانی که با آنها تمرین می کردم ایران را می شناختند و می گفتند ایران کشور زیبایی است. حتی شهرهای ایران مثل تهران و اصفهان را می شناختند و بیشترشان دوست داشتند به کشور ما بیایند.

 

غذای ایرانی هم برای شان درست کردید؟

خودم که نه اما یک بار مربی ام را به رستوران ایرانی دعوت کردم و برایش قرمه سبزی، قیمه، کوبیده و کباب برگ سفارش دادم. از غذاهای ما خیلی خوشش آمد.

 

فارسی هم به او یاد دادید؟

خیلی کم. در همین حد که عید را تبریک گفت. بیشتر خودم تلاش می کنم فرانسوی یاد بگیرم. البته وقتی در فرانسه بودم و در محیط قرار داشتم روند یادگیری ام سریع تر بود ولی حالا که به ایران آمدم کند شده (خنده).

 

قرار است تمرین شما در ورزشگاه امام رضا باشد. وضعیت آنجا را بررسی کردید؟

من که فعلا تربیت حیدریه هستم. هماهنگی ها انجام شده که اوایل هفته دیگر به مشهد بروم. برادرم که مدیر برنامه هایم است ورزشگاه و محل اسکان و تمرین را دیده و همه چیز خوب است.

 

فکر می کنید زمان مناسبی برای بازگشت تان بود؟

نه متاسفانه من مجبور به بازگشت شدم. به خاطر مشکلی که در ویزا داشتم باید برمی گشتم وگرنه نه نظر مربی و من و نه نظر فدراسیون بود که تمریناتم در فرانسه قطع شود. بالاخره یک چیزهایی دست ما نیست. اما در برنامه ام هست که دوباره به فرانسه بروم. منتظرم کارها انجام شود و امیدوارم این اتفاق هرچه زودتر بیفتد.

 

می توان گفت شما تنها کسی بودید که از برگزاری دوی پارس حمایت کردید. فکر می کنید این رقابت قابل قبول بود؟

من قبل از برگزاری مسابقه حمایتم را اعلام کردم. قبول دارم که در این رقابت اشکالاتی بود و ضعف ها را کاملا درک می کنم. اما خواهشی که به عنوان عضو کوچک دوومیدانی داشتم این بود که از این اتفاق حمایت کنید. این یک کار فرا فدراسیونی بود که نیاز به هماهنگی های زیادی داشت. آن هم در شهر تهران که مشکلات زیادی از جمله ترافیک دارد، واقعا کار سختی است. متوجه هستم که مشکلات زیادی داریم اما برگزاری این مسابقه هماهنگی، امکانات و هزینه زیادی را می طلبد. به عنوان مثال یکشنبه گذشته ماراتن پاریس برگزار شد. از دو،سه هفته قبل در تمام شهر پرچم برگزاری مسابقه را نصب کرده و مسیر مسابقه را هم مشخص کرده بودند. حتی خط کشی های مسافت های مسابقه هم انجام شده بود و با اینکه اروپا خیلی تمیز است، خیابان ها را نظافت دوباره کردند. منظور من از گفتن این حرف ها این است که چنین رویدادی نیاز به امکانات، تیم، پشتیبانی و هزینه زیاد دارد و طبیعی است در اولین برگزاری با نظم کامل برگزار نشود. اما در کل کار خیلی خوبی بود و از همه تشکر می کنم. دوومیدانی باید به سمت پیشرفت حرکت کند و مردم با آن آشنا شوند. دوومیدانی تنها رشته ای است که می تواند همه اقشار جامعه را با هر سن و وزن و شکل بدنی جذب کند.

 

حال و هوای تربت حیدریه چطور است؟ خانواده تان حتما کلی دلتنگ تان بودند؟

واقعا همینطور است. من هم خیلی دلم برای شان تنگ شده بود. از حضورم در اینجا و کنار خانواده ام خیلی لذت می برم. البته چند روز بیشتر نمی توانم بمانم و با توجه به مسابقات باید تمریناتم را در پیست تارتان دنبال کنم.

 

شما کار خود را در پیست خاکی تربت حیدریه شروع کردید. الان که تمرینات حرفه ای دارید، وقتی به عقب نگاه می کنید چه حسی دارید؟

بعضی وقت ها خوشحال می شوم و گاهی اوقات هم افسوس می خورم. ناراحتی ام به خاطر جوان هایی است که در تربت حیدریه هستند و امکانات ندارند که بخواهند تمرین کنند و جلو بروند. یا با این شرایط آسیب ببینند. اما اینکه از یک شهر کوچک و از پیست خاکی شروع کردم و توانستم به فراتر از قهرمانی آسیا برسم خیلی خوشحال کننده است. بچه های ایران نشان داده اند این توانایی را دارند که بدون امکانات خود را نشان دهند و پیشرفت کنند. امیدوارم نبود امکانات تنها دلیلی نباشد که جوان های ما نتوانند از استعدادشان استفاده کنند.