b_Newsمروری بر اختلافات پایان ناپذیر علی‌های دایی و کریمی

دو پادشاهی که در اقلیم فوتبال ایران نمی‌گنجند

تاریخ: 1396/01/27
زمان: 13: 21
نوع: خبر
داستان روابط بین علی دایی و علی کریمی مصداق عینی آن ضرب المثل معروف نگنجیدن دو پادشاه در یک اقلیم است.

آرش رستم نمدی / داستان روابط بین علی دایی و علی کریمی مصداق عینی آن ضرب المثل معروف نگنجیدن دو پادشاه در یک اقلیم است. از زمانی که فوتبال ایرانی در عین داشتن شهریار(علی دایی) مفتخر به داشتن جادوگر(علی کریمی) هم شد، تقریبا کسی به یاد ندارد که روابط دوستانه‌ای بین شماره‌های 10 و 8 تیم‌ملی برقرار باشد. نزدیک به 60 بازی ملی درکنار هم بوده‌اند و در این تعداد بازی حدود 70 گل توسط این دو نفر درون دروازه حریفان کاشته شده است ولی دریغ از چهار قاب تصویری مشترک و خندان این دو نفر در کنار یکدیگر! به واقع نمی‌توان دلیل مشخصی برای این مساله ذکر کرد چون هیچ کدام در عین شهرت‌طلبی، به آن درجه از خودخواهی نرسیده‌اند که با همتایان بزرگ‌تر یا کوچک‌تر از خود روابط حسنه نداشته باشند و به جرات می‌توان غیر از یکدیگر، تقریبا با تمام پیشکسوتان فوتبال ایران از سلطان گرفته تا ژنرال میانه خوبی دارند یا حداقل به این شکل شکرآب نیستند.
تا این دو ستاره ارزشمند فوتبال ایرانی کنار یکدیگر بوده‌اند، آسمان روابط‌شان ابری و هوایش هم بس ناجوانمردانه سرد بوده است و جالب اینجاست که تقریبا هیچ کس هم نمی‌تواند در یک نگاه عادلانه به گذشته و حال روابط این دو نفر، حق را به یکی بدهد. به‌طور قطع هم علی دایی و هم علی کریمی حق بزرگی بر گردن فوتبال ایرانی دارند و هردو نفر هم مورد احترام عموم اهالی فوتبال ایرانی و حتی فراایرانی ولی اگر کسی دایی را بیشتر دوست داشته باشد، مسلما می‌تواند ادله‌ای از کج خلقی‌های علی کریمی در قبال شهریار را ردیف کند و در نقطه مقابل طرفداران جادوگر هم وضعیت مشابهی در قبال رفتارهای علی دایی دارند و او را متهم اصلی می‌دانند.
البته موارد چندی هم وجود داشته که این دو نفر پشت یکدیگر هم درآمده‌اند از جمله وقتی علی کریمی در استیل آذین با سردار آجورلو مدیرعامل وقت باشگاه به مشکل خورد، دایی دفاع تمام قد و همه جانبه‌ای از جادوگر کرد یا زمانی که دایی برای کمک به زلزله زدگان آذربایجان برخواست، حمایت علی کریمی از حرکت وی قابل توجه بود ولی تمام این تک مضراب‌های مثبت در سمفونی آزاردهنده روابط دایی و کریمی وقتی است که طرفین در داستان درگیر نباشند وگرنه دوباره ملودی‌های فالش و گوشخراش است که روی روح فوتبال ایرانی زخمه می‌زند و می‌زند و می‌زند. کافی است یک اظهارنظر ساده یکی را دیگری تعبیری برخلاف علایق و سلایق خود کند و آتشبارش راه بیفتد و اولی هم که اهل کوتاه آمدن و بی‌خیالی نیست و...
درست مثل همین تنش کلامی آخری که علی دایی بعد از مصاحبه عجیب و بی‌موقع معاون اقتصادی باشگاه در خصوص نوع سربازی رفتن عالیشاه و نوراللهی، تمام قد از دو شاگرد خود حمایت کرد و خیانت را مختص غیر فوتبالی‌های چسبیده به باشگاه دانست و بلافاصله علی کریمی که مصاحبه دایی را به نوعی حاشیه ایجاد کردن در راه قهرمانی پرسپولیس تعبیر کرده بود، داستان سپانوویچ (خرید بی‌استفاده خارجی زمان دایی) را پیش کشید، دایی توضیح داد و عذرخواهی آن زمان خود را به رخ کشید و کریمی دوباره با «خواب نیمکت پرسپولیس دیدن» دایی تیر دیگری روانه اردوی رقیب کرد و...
به بهانه همین تنش آخری مروری بر گذشته تقریبا تاسف‌بار روابط شهریار و جادوگر فوتبال ایرانی هم در نوع خود نمی‌تواند خالی از لطف باشد:
1- در دورانی که علی دایی مهاجم شماره یک تیم‌ملی است و کریمی هنوز ملی‌پوش بزرگسالان نشده است، چند لایی در سالن گیشا و در جریان یکی از جام‌های شبانه مخصوص ماه مبارک رمضان آغازگر تنش بین این دو نفر است. واکنش دایی به تکنیک کریمی و درگیری بین بچه‌های طرشت (طرفداران کریمی) با طرفداران دایی در سالن و...
2- علی کریمی در ابتدای شکوفایی در تیم‌ملی در یک مصاحبه و در واکنش به این که پرسیده بودند: «می‌گویند خدا را تورا دوست دارد که به اینجا رسیده‌ای» پاسخ می‌دهد: «اگر خدا مرا دوست دارد پس حتما علی دایی را بغل و ماچ هم کرده!!» نیازی به توضیح واکنش علی دایی و متهم کردن کریمی به مسایل آنتی مذهبی و... نیست.
3- علی دایی در اواخر دوران حضورش در تیم‌ملی در مصاحبه‌ای به صراحت می‌گوید: «صاف در چشم من نگاه می‌کنند و به من پاس نمی‌دهند» ظاهرا مخاطب جواد کاظمیان است که در بازی برگشت با اردن در مقدماتی جام جهانی 2006 به دایی پاس نداده ولی کیست که نداند کاظمیان با جادوگر روابط حسنه‌ای دارد و آتش‌بار دایی غیرمستقیم به سمت کریمی است.
4- علی دایی تازه سرمربی تیم‌ملی شده و در یک بازی دوستانه و یک بازی رسمی هم علی کریمی را به عنوان کاپیتان تیم به میدان فرستاده ولی در حالی که تیم‌ملی در اردبیل اردو زده و دایی همراه تیم باشگاهی خود(سایپا) برای بازی در لیگ قهرمانان آسیا در خارج از ایران است، علی کریمی مصاحبه تندی بابت کمبود امکانات اردو و عدم رسیدگی می‌کند. با حکم فدراسیون وقت، کریمی از تیم‌ملی دیپورت می‌شود ولی کیست که نداند کفاشیان و تاج در این مورد بدون اجازه سرمربی مقتدر تیم‌ملی آب هم نمی‌توانستند بخورند چه برسد به این که کریمی را خط بزنند!
5- بعد از چند ماه از داستان اخراج از تیم‌ملی و درخشش کریمی با لباس پرسپولیس در لیگ هشتم که با هت تریک برابر ابومسلم به اوج می‌رسد، نام او در فهرست دعوت‌شدگان تیم‌ملی توسط علی دایی اعلام می‌شود ولی جادوگر هم پاتک زده و می‌گوید از تیم‌ملی خداحافظی کرده است.
6- در بین دو نیمه بازی پرسپولیس و سپاهان در ورزشگاه آزادی علی دایی را از جایگاه و علی کریمی را از رختکن به دفتر یکی از مسوولان ورزشگاه می‌کشانند و به زور این دو نفر روبوسی می‌کنند ولی قیافه‌های‌شان حتی برای بچه مدرسه‌ای‌ها هم تابلو است که آشتی در کار نیست. چند روز بعد در لیست تیم‌ملی بازهم خبری از نام علی کریمی نیست.
7- بازی‌های خیرخواهانه بین پیشکسوتان پرسپولیس و آث میلان و همین طور پیشکسوتان تیم‌ملی با منتخب پیشکسوتان جهان برگزار شد و هردو طرف واجد شرایط بازی در هر دو مسابقه بودند و جالب اینجاست که هر یک بهانه‌ای آوردند که مبادا با دیگری روبه‌رو شوند. برای بازی با میلان هیچ یک از این دو نیامدند و برای دیدار با منتخب جهان هم فقط کریمی آمد.
8- علی کریمی در مصاحبه مفصل ضبط شده با برنامه 90 به صراحت می‌گوید که هیچ نوع رابطه‌ای با علی دایی نمی‌تواند داشته باشد چون اخلاق‌شان به یکدیگر نمی‌خورد. جواب علی دایی هم هفته بعد چنین بود: «کبوتر با کبوتر، باز با باز» حالا در این مثل مناقشه‌ای است یا نیست و کدام یک کبوتر و کدام یک باز هستند، به عهده خودتان که تاهمین مقدار هم احتمالا خشم جادوگر و شهریار را باید تا مدتی تحمل کنیم!!!   

 





توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.