b_Newsاولین گفت و گوی نخستین لژیونر ووشو در چین

الهه منصوریان: کنار رودخانه برای چینی ها شیشلیک درست کردم!

b_News غذاهای چینی خوردنی نیست/ زندگی در چین را با تمام امکاناتی که دارد، دوست ندارم/ با ایما و اشاره جای زبان چینی حرف می زنم
تاریخ: 1396/02/22
زمان: 22: 40
نوع: گفتگو
الهه و سهیلا منصوریان نخستین لژیونرهای ووشو از هفته گذشته کارشان را در لیگ چین با تیم چانگ چونگ آغاز کردند. الهه در گفت و گو با «گل» از تجربه زندگی در چین صحبت کرد.

نگار رشیدی

الهه و سهیلا منصوریان نخستین لژیونرهای ووشو از هفته گذشته کارشان را در لیگ چین با تیم چانگ چونگ آغاز کردند. الهه که به رییس باشگاهش قول پیروزی بر حریف قهرمانش را داده بود، در اولین گام به وعده اش عمل کرد تا غیرت ایرانی اش را به آنها نشان بدهد.

او در دومین مسابقه اش فردا (یکشنبه) باید به مصاف قهرمان جهان در سال 2011 برود. رقابتی سخت که انتظارش را می کشد. ووشوکار ایران در نخستین گفت و گویش بعد از لژیونری از غذاهای عجیب و غریب تا زندگی سخت در کشوری که همه امکانات را دارد، با «گل» هم صحبت شد.

 

شما یک بار به حضور در لیگ چین دعوت شدید اما با این حضور موافقت نشد. اما حالا این خواسته تحقق پیدا کرده است.

بله چند سال پیش من به لیگ چین توسط مربی قبلی ام دعوت شده بودم ولی به صورت رسمی اتفاق نیفتاد. قرار بود نامه نگاری هایی انجام شود که نشد. ولی حالا از این اتفاق خیلی خوشحالم. نه به خاطر مبلغ مالی که چند برابر قراردادهای ایران است، به این دلیل که من با کسانی بازی می کنم که در جهانی و آسیایی رقیبم هستند. اینجا به خوبی سبک بازی چینی ها را می بینم و این خیلی به من کمک می کند. چینی ها بیشتر از پولی که می دهند از ما کار می کشند و تمرینات خیلی سختی را در هر بازی داریم.

 

وضعیت دستت باعث شد با تاخیر وارد لیگ شوی. الان دستت کاملا بهبود یافته؟

بله من به خاطر دستم کمی دیر وارد لیگ شدم. این آسیب در تمرین خودش را نشان داد که من نمی توانستم در بازی اول به خوبی مبارزه کنم. به جز اینکه یک ماهی نمی توانستم مسابقه بدهم، فکر بازی ام هم بهم ریخته بود. اما روز به روز در تمرینات بهتر شدم. من واقعیت را درباره دستم به چینی ها گفتم و آنها هم با این موضوع کنار آمدند. همه هم برای بهبودی ام تلاش کردند. الان هم دیگر مشکلی ندارم و در مسابقه هم اذیتم نکرد.

 

چه شد که قول قهرمانی برابر حریف چینی را به رییس باشگاه دادی؟

این بازیکن در بازی های آسیایی اینچئون رقیبم بود. پانگ ین که سرمربی تیم ملی چین بود آن زمان به مربی ما گفته بود بازیکن ایرانی شما بازیکن ما را برد اما داورها امتیاز ندادند. وقتی هم به این باشگاه آمدم به من گفتند تو آن بازی را برده بودی و حالا هم با همان رقیب مسابقه داری. در اینچئون داورها بازی را به من ندادند ولی وقتی عضو باشگاه هستم داورها قضاوت بی طرف خواهند داشت. مخصوصا برای باشگاه ما که نفوذ خوبی در داوری دارد و این باعث می شد من با خیال راحت تر بازی کنم. فیلم ها را خیلی خوب آنالیز کردیم و تمرینات خوبی داشتیم. اینجا شرایط تمرینی به گونه ای است که یک بازیکن فقط برایت میت می گیرد، با تو مبارزه و اشکالاتت را رفع می کند. اگر در این شرایط این بازیکن را شکست نمی دادم دیگر هیچ وقت نمی توانستم این کار را انجام بدهم و بهتر بود دیگر عنوان ملی پوش بودن ایران را نداشته باشم. به همین خاطر به آنها قول پیروزی دادم و گفتم ما ایرانی ها خیلی غیرت داریم و اگر این بازی را به من بدهید قول پیروزی می دهم. در این بازی باید بین من و هم تیمی ام لین لین که قهرمان جهان است یک نفر انتخاب می شد. من به خاطر انتخاب شدنم این قول را ندادم بلکه از نظر قلبی مطمئن بودم می توانم این بازیکن را شکست بدهم.

 

کمی از تفاوت های دو لیگ ایران و چین بگو.

پیشرفت ووشو در چین طبیعی است. وقتی اینجا مسابقه ای برگزار می شود ورزشگاه 12 هزار نفری پر می شود. این هم به بهتر برگزار کردن مسابقه کمک می کند. در ایران این اتفاق نمی افتد و تماشاچی نمی آید. از طرفی اینجا اسپانسرهای خوبی هستند و باشگاه ها برای تیم شان هزینه زیادی می کنند. امکانات، شرایط تمرینی و برگزاری مسابقه همه چیز خوب است. مسابقات هم پخش تلویزیونی دارد و شرایطی هست که باعث می شود لیگ را با کیفیت بالایی برگزار کنند اما در ایران اینطور نیست. درآمد کمتری داری ولی بازی هایت سنگین است. چون اسپانسر نیست تعداد تیم ها هم کم است. اما چون لیگ به تیم ملی کمک می کند کاش اسپانسرهای بیشتری ورود می کردند.

 

حضور سهیلا در کنارت باید یک اتفاق خوب برایت باشد.

بله تنهایی اینجا خیلی سخت بود. چون زندگی کردن با چینی ها خیلی سخت است. خواهرم اینجا خیلی به من کمک می کند. هم در تمرین هم در زندگی. هرچند در تمرین هرکدام حریف تمرینی های خودمان را داریم اما حضورش کنارم اتفاق خیلی خوبی است و کنار هم پیشرفت می کنیم.

 

جای شهربانو آنجا خالی نیست؟

ما سه خواهر وابستگی زیادی به هم داریم. الان شرایط برای شهربانو در نبود ما کمی سخت می شود چون در ایران ما حریف تمرینی هستیم. حضور شهربانو می توانست به نفع ما باشد. ولی ما به خاطر شهربانو زودتر برمی گردیم تا تمرین کنیم و برای اردوها آماده شویم. دوست داشتیم شهربانو کنارمان بود اما به خاطر اردوی تیم ملی و دوری از خانواده و همسرش شرایط برایش سخت می شد.

 

باید حسابی دلتنگ سمیرم و مادر باشی؟

خیلی دلتنگ مادرم هستم. من معمولا هر دو هفته یک بار مادرم را می بینم اما الان حدود 40 روز است که او را ندیدم. تا حالا اینقدر از او دور نبودم. مادرم هم از این دوری خیلی اذیت می شود و من از او عذر می خواهم. برای سمیرم و طبیعتش و در کل برای ایران خیلی دلم تنگ شده.

 

زندگی در چین چطور است؟

اینجا امکانات خیلی زیاد است و ما راحت زندگی می کنیم. اما با احترام زیادی که برای چینی ها قائلم فرهنگ شان را دوست ندارم. فرهنگ ایران خیلی بالاتر است. زندگی کردن کنار مردم چین خیلی سخت است چون خون سردی دارند و سخت با آدم ارتباط برقرار می کنند. غذاهای شان را هم که ما نمی توانیم بخوریم (خنده). اما کمی عادت کردیم. چینی ها سخت کار می کنند، سخت تمرین می کنند و زندگی اینجا سخت است.

 

غذاهای عجیب و غریب چینی خورده ای؟ مشکل تغذیه نداری؟

روزهای اول خیلی برای مان سخت بود که غذایی که همه می خورند را ما هم بخوریم. اما با کمی تغییرات در غذاهای ما شرایط بهتر شده. وقتی هم غذای تیم اصلا خوب نیست من و سهیلا خودمان آشپزی می کنیم. چون من عاشق آشپزی ام. اما مشکل تغذیه زیاد داریم، با این حال دوست داریم این شرایط سخت را تجربه کنیم تا قدر تیم ملی کشورمان را بدانیم (خنده).

 

تا حالا فرصت گشت زنی هم پیدا کردی؟

اینجا یکشنبه ها تیم کاملا تعطیل است. ما هم گاهی با بچه های تیم به گردش می رویم. من قسمت هایی از چانگ چونگ را گشتم. چانگ چونگ شهری بزرگ با طبیعت های زیباست که من خیلی آن را دوست دارم. اینجا باغ وحش رفتیم. یک رودخانه هم دارد که با بچه ها رفتیم و من برای شان شیشلیک درست کردم. اما خیلی وقت برای تفریح نداریم چون بیشتر درگیر تمرین و مسابقه هستیم.

 

در روزهایی هستیم که انتخابات شورای شهر و ریاست جمهوری در صدر اخبار است. با حمایتی که از رسول جزینی در اینستاگرام داشتی، باید موافق حضور ورزشی ها در شورای شهر باشی درست است؟

ورزشکاران بعد از خداحافظی از دوران ورزش حرفه ای باید به فکر آینده شغلی شان باشند که برخی های شان وارد سیاست می شوند. من فکر می کنم حضور در شورای شهر خوب باشد چون سیاست های کلان شهری فقط این نیست که مبلمان شهری درست شود، پارک و فضای سبز ایجاد کنند. حضور ورزشی ها در شورای شهر برای پیشبرد اهداف ورزشی نیاز است.

 

فکر می کنی روزی خودت هم وارد سیاست و شورای شهر بشوی؟

نه بعید می دانم روزی چنین اتفاقی بیفتد چون سیاست را دوست ندارم. بعد از ورزش هم می توانم مربی تیم ملی و باشگاه ها شوم. دوست ندارم از ورزش جدا شوم و سیاست آدم را از ورزش دور می کند.

 

ووشوکاران چینی درباره اینکه دو ایرانی به تیم شان رفته چه نظری دارند؟

وقتی ما مسابقه داشتیم، آنقدر با هیجان ما را تشویق و کوچ می کردند که واقعا احساس می کردی از خودشان هستی. هیچ حس رقابتی با ما ندارند که نگران باشند ما جای آنها را گرفتیم و ممکن است کمتر به آنها بازی برسد. یک اتحاد خیلی قوی در تمرین و مسابقه دارند و من از داشتن هم تیمی هایی مثل آنها خیلی خوشحالم.

 

تو خودت تجربه مربیگری داری. تمرینات در تیم جدید با آنچه که خودت تجربه کردی چقدر تفاوت دارد؟

سبک تمرینات شان با ما خیلی فرق می کند. آنها قدرت بدنی را خیلی بیشتر قبول دارند و تمرینات بدنسازی شان با ما خیلی متفاوت است. من هم باید طبق برنامه آنها پیش بروم. از نظر تکنیکی تقریبا مثل هم هستیم اما تمریناتی برای بالا بردن سرعت رقص پا و ضربات پا و مشت بود که من آنها را یاد گرفتم. چین مهد ووشوی دنیاست و هر روز تمرینات شان به روز می شود و من هم تمرینات و تکنیک های جدیدی یاد گرفته ام. متفاوت به ایران خواهم آمد و در تیم ملی بازی خواهم کرد. البته تفاوت در سبک نه، از نظر تکنیکی چیزهایی اضافه کردم.

 

فردا هم که مسابقه دومت برگزار می شود.

بله من فردا در شهر هاندان در وزن 60 کیلو بازی خواهم کرد. به مربی ام گفتم من در وزن 52 مسابقه دادم و سخت است چند روز بعد 60 کیلو باشم اما متاسفانه به حرف من گوش ندادند و گفتند ما به تو احتیاج داریم. من هم سراپا گوشم و مجبورم با بازیکنی که سال 2011 قهرمان مسابقات جهانی ترکیه شده، در وزن 60 کیلو مبارزه کنم. بازی خیلی سختی خواهد بود. من از هیچ بازیکنی در چین نمی ترسم اما چون وزن کم کردم و باید دوباره وزن اضافه کنم کار غیرعقلانی است. اما چینی ها می خواهند نهایت استفاده را در قبال پولی که می دهند و حتی بیشتر، از ما ببرند. چینی ها زرنگ هستند و من خیلی از این نوع زرنگی شان خوشم نمی آید.

 

زبان چینی هم یاد گرفتی؟

چون چند سال مربی چینی داشتیم در حد ارتباط برقرار کردن زبان چینی یاد گرفته ام. جایی همه که زبان نتواند کمکم کند با ایما و اشاره حرف می زنیم (خنده).





توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.