b_Newsدر واکنش به مقایسه رامین رضاییان با او

نیکبخت: اگر من بمب بودم، اينها ترقه هم نيستند!

b_News 16 سال عكس و اسمم روي صفحه اول روزنامه‌ها بود / برانكو مردانه رامين را اخراج كرد اما آن آقا مرا مقابل هواداران قرار داد
تاریخ: 1396/03/23
زمان: 16: 35
نوع: خبر
گپ زدن با عليرضا نيكبخت واحدي دليل و بهانه خاصي نمي‌خواهد.

سيداحسان هاشمي / گپ زدن با عليرضا نيكبخت واحدي دليل و بهانه خاصي نمي‌خواهد. ستاره سابق فوتبال كشورمان آن قدر جذابيت و تجربه دارد كه شما به هر بهانه‌ مي‌توانيد با او بحث كنيد و گپ بزنيد. عصر ديروز به بهانه‌ اتفاق‌هاي اخير با نيكبخت تماس گرفتيم و جناب ستاره كه گويا حسابي دلش پر بود، تن به گفت‌وگوي جالبي داد كه در ادامه مي‌خوانید: «اگر من بمب بودم، اينها ترقه هم نيستند!»


شنيدم كه با وسواس زيادي به‌دنبال شروع ترم جديد مدرسه فوتبال‌ات هستي.
بله... به‌دنبال زمين تمرين مناسب با امكانات خوب هستم. البته در طول اين مدت چند نفري با پيشنهادهاي مختلف به سراغ من آمدند و پيشنهاد همكاري دادند اما دلم مي‌خواهد كه كارهاي مدرسه فوتبال با همان نظم و كيفيت گذشته دنبال شود. ان‌شاءا... به‌زودي محل جديد تمرينات را به بچه‌ها اعلام مي‌كنم تا تمرينات‌مان را شروع كنيم.

در مورد بازي پرسپوليس – الاهلي چه صحبتي داري؟
اميدوارم كه پرسپوليس بهترين نتايج را در آسيا بگيرد. الان ديگر بحث رنگ‌ها مطرح نيست. مهم‌ترين چيز آبروي فوتبال كشورمان است. اميدوارم كه پرسپوليس بتواند پرچم كشورمان را در آسيا بالا ببرد و به قهرماني برسد. به نظر من بعضي‌ها در اين ميان شيطنت مي‌كنند و توصيه من به همه هواداران فوتبال اين است كه مثل هميشه حامي نماينده فوتبال كشورمان باشند. باتوجه به اتفاق‌هاي اخير پيروزي پرسپوليس مقابل الاهلي عربستان و قهرماني اين تيم در آسيا مي‌تواند بهترين تودهني براي بعضي‌ها باشد. من فكر مي‌كنم فوتبال به زبان سياسي دولت‌ها و ملت‌ها تبديل شده و با آن مي‌توان خيلي كارها كرد.

از آنجايي كه تو يكي از پرسروصداترين انتقال‌هاي سرخابي بودي مي‌خواستيم كه نظرت را در مورد شايعاتي كه اين روزها مطرح مي‌شود، بدانيم.
لطفا بعضي‌ چيزها را با چيزهاي ديگر مقايسه نكنيد! من براي همه بازيكنان فوتبال احترام ويژه‌اي قائل هستم اما بهتر است كه هر كسي را نسبت به جايگاه و شرايط خودش بسنجيم. من شانزده سال عكس و اسمم روي صفحه اول روزنامه‌ها بود. پس بهتر است مرا با كسي مقايسه كنيد چنين شرايطي داشته باشد. جدا از اينها اين روزها انتقال‌هاي سرخابي بيشتر به‌خاطر حواشي و مسايل اينچنيني است. اما انتقال من يك انتقال فوتبالي و فني بود كه اتفاقا حواشي بسيار زيادي به دنبال داشت. مگر مي‌شود كه يك نفر تك و تنها با آن همه هوادار و شرايط خاص قيد همه‌چيز را بزند و به تيم حريف برود؟! من بدون اينكه از طرف جناح يا گروهي حمايت بشوم، اين كار را انجام دادم. هيچ وقت مربي تيم‌ملي پشتم نبود و مجبور بودم به‌تنهايي با خيلي‌ چيزها بجنگم. من در شرايطي از استقلال جدا شدم كه جايگاه بسيار خوبي در اين تيم داشتم و كاپيتان آبي‌ها بودم. تنها دليل جدايي من از استقلال به‌خاطر مسايل شخصي و مشكلات يك نفر بود و من مجبور شدم به‌عنوان كاپيتان يك تيم بزرگ از همه‌چيز دل بكنم.

به‌همين دليل بود كه تو تبديل به يكي از بزرگ‌ترين بمب‌هاي نقل‌ و انتقالاتي شدي.
اگر ما بمب بوديم، پس اينها چي هستند! اگر به آن انتقال بمب مي‌گوييد پس شايعه‌هاي امروزي ترقه هم نيستند. در آن زمان بزرگ‌ترين چيزي كه باعث انتخاب من شد، مردم و هواداران بودند. به جان مادرم تيم‌هاي شهرستاني پول بيشتري نسبت به پرسپوليس به من مي‌دادند، اما من پرسپوليس و هوادارانش را انتخاب كردم. منظورم اين است كه دليل انتخاب من پول نبود و به دنبال تيمي بودم مثل استقلال طرفدار داشته باشد. انتقال‌هاي امروزي بيشترش به‌خاطر پول و ادا و اطوارهاي دوستان است. باور كنيد منظور من رامين رضاييان نيست و به نظر من او در حال حاضر يكي از بازيكنان خوب تيم‌ملي است. من به صورت كلي صحبت مي‌كنم و اينطور نيست كه فكر كنيد او را مي‌گويم.

جالب اينكه تو در زماني به پرسپوليس پيوستي كه آري‌هان سرمربي اين تيم شده بود.
خدا را شكر كه همه اينها يادتان است... آري‌هان كه پسرخاله من نبود! من بازيكن و كاپيتان استقلال بودم كه طرف از آن سر دنيا آمد و مرا خواست. اگر بازيكني بودم كه بيرون نشسته بودم، شايد خيلي‌ها در موردم حرف و حديث درست مي‌كردند و انتقالم را زير سوال مي‌بردند اما در همان جلسه اول آري‌هان به من گفت كه بازي‌هاي مرا ديده و برايم برنامه‌هايي دارد.

منظورت همان تغيير پست و وظايف خاص تاكتيكي است؟
بله... آري‌هان مرا از دفاع به خط حمله آورد و خدا را شكر كه به يكي از گلزنان خوب همان سال تبديل شدم. حتي به تيم‌ملي دعوت شدم و جهت و نوع فوتبالم عوض شد. البته جالب است بدانيد كه وقتي من بچه بودم حتي توي دروازه هم ايستادم و فوتبال بازي كردم. زمان دنيزلي در پست دفاع جلو بازي كردم و زمان قلعه‌نويي به دوازده سال قبل برگشتم و در پست دفاع چپ به ميدان رفتم.

با توجه به تجربه‌اي كه تو در ماجراي نقل و انتقال داري، فكر مي‌كني كه انتقال رامين رضاييان از پرسپوليس به استقلال كار درستي است؟
ماجراي من چشم روي هم چشمي نبود. وقتي مربي تيم مرا نمي‌خواست هيچ چاره ديگري نداشتم وگرنه هيچ آدم عاقلي حاضر نمي‌شد تا به اين راحتي جايگاهش را در تيمش از دست بدهد.

در مورد رامين هم حتما مي‌داني كه برانكو او را نخواست!
ماجراي نخواستن من با رامين فرق مي‌كند!

چطور؟
خدا پدر برانكو را بيامرزد! اگر برانكو رامين را نخواست خيلي صريح و راحت اين موضوع را اعلام كرد و رضاييان را از پرسپوليس كنار گذاشت. به صورت علني گفت كه رامين را نمي‌خواهد و روي حرفش ايستاد ولي در مورد من اين اتفاق نيفتاد. آقايان مرا جلوي هوادارها گذاشتند و همه كاري كردند تا هواداران روي من بايستند. اين بدترين اتفاقي بود كه مي‌شد براي يك نفر بيفتد و به همين دليل است كه مي‌گويم قضيه من و رامين فرق مي‌كند. رامين حداقل اين را مي‌داند كه كجاي كار است... تكليفش روشن است و داستان‌هاي مرا ندارد. هواداران پرسپوليس هم مي‌دانند كه مربي او را كنار گذاشته و بازيكن هيچ راه ديگري برايش باقي نمانده. پس مقايسه شرايط من و رامين از هيچ لحاظ منطقي نيست.

در مورد تيم‌ملي چه صحبتي داري؟
تيم ملي با لياقت به جام جهاني صعود كرد. تيم‌ملي مي‌تواند به راحتي دل مردم را شاد كند و هيچ‌چيز براي مردم يك كشور مهم‌تر از حضور تيم‌شان در جام‌جهاني نيست. به نظر من مسوولان فوتبال ايران از الان بايد به فكر جام‌جهاني و صعود از مرحله مقدماتي اين بازي‌ها باشند. به‌وجود آوردن يكسري حاشيه‌ها اصلا به نفع تيم‌ملي نيست.

چه حاشيه‌هايي؟
بعضي‌ها مدام از تيم‌ملي انتقاد مي‌كنند. حتي به پاداش‌هاي تيم‌ملي گير مي‌دهند و مي‌گويند كه چرا فلان بازيكن بايد فلان مقدار پاداش بگيرد. اگر از من مي‌پرسيد اين پاداش‌ها نوش‌جان همه بازيكنان تيم‌ملي... نوش‌جان همه فوتباليست‌ها... اصلا فرقي نمي‌كند كه آن فوتباليست كيست و كجا بازي مي‌كند... هر فوتباليستي هر جا كه بازي مي‌كند و هر پاداشي مي‌گيرد، نوش‌جانش.

حالا چرا اينقدر عصبي هستي؟
به خاطر اينكه در حق فوتباليست اجحاف مي‌شود. كدام فوتباليست بيمه است؟ كدام‌شان با خيال راحت از آينده حرف مي‌زند؟ كدام‌شان پر و پاي سالم دارند؟ خيلي از فوتباليست‌هاي قديمي، هشت‌شان گروي نه‌شان است و هيچ‌كس به آنها نمي‌رسد. مدام مي‌گويند كه صندوق حمايت از آنها حمايت مي‌كند! مدام مي‌گويند كه فلان جا آنها را بيمه مي‌كند اما هيچ‌وقت چنين اتفاق‌هايي نمي‌افتد. منِ فوتباليست تا روزي كه بازي مي‌كنم مي‌توانم به دنبال پولم باشم و كاري انجام دهم. امان از روزي كه فوتبالم تمام شود و ديگر توي زمين سبز نباشم. از فردايش هيچ‌كس سراغي از من نمي‌گيرد و كسي جواب سلامم را هم نمي‌دهد.

اما مردم هنوز تو را خيلي دوست دارند.
بحث من مردم نيستند... من در مورد آنهايي صحبت مي‌كنم كه بايد از فوتباليست‌ها حمايت كنند. خود من از ده تا باشگاه طلب دارم ولي حتي شكايت هم نمي‌كنم!

چرا؟
چون دستم به جايي بند نيست و نمي‌توانم كاري انجام دهم. آن از وضعيت فدراسيون و اين هم از وضعيت كميته انضباطي. الان ديگر شرايط با سال 85 و 86 فرق كرده. شايد در يك دوره‌اي مي‌شد شكايت كرد و كاري انجام داد اما الان اگر بخواهيم وارد فدراسيون شويم، بايد از آقايان اجازه بگيريم. الان همه‌چيز سليقه‌اي شده‌. چهار نفر كه معلوم نيست از كجا آمده‌اند، براي خودشان دم و دستگاه درست كرده‌اند و همه كاره شده‌اند. فوتبال مال من و امثال من است. مدام بعضي چيزها را بهانه مي‌كنند و توي سر ما مي‌زنند... تا حرف مي‌زنيم، مي‌گويند: «تو يك‌بار در فلان تاريخ و فلان جا حاشيه داشته‌اي!»
آقا... اگر من فوتباليست حاشيه داشته‌ام به خودم مربوط است... به كميته اخلاق مربوط است و هزار جاي ديگر كه روي ما نظارت مي‌كنند. اينها چه ربطي به فوتبال و آقايان ديگر دارند كه به راحتي با زندگي يك نفر بازي مي‌كنند و طرف را از نان خوردن مي‌اندازند. طوري رفتار مي‌كنند كه انگار فقط من و چند نفر ديگر حاشيه داشته‌ايم... مي‌خواهم يك سوال از شما بپرسم!

جانم؟
مگر «كانتونا» حاشيه نداشت؟ مگر او بارها جنجال درست نكرد؟

چرا... درست مي‌گويي.
خودتان بهتر مي‌دانيد الان كانتونا چه وضعيتي دارد... كانتونا را مي‌پرستند... او هم در يك مقطع دچار حاشيه و داستان شد اما هيچ‌وقت كاري كه با من و چند نفر ديگر كردند، با او انجام ندادند. دوست ندارم كه فقط در مورد خودم صحبت كنم. شما ببينيد كه توي اين فوتبال با علي كريمي، فرهاد مجيدي و بقيه چه كار كردند؟ شايد اگر حواس‌شان به جاي اين چيزها به فوتبال بود، اتفاق‌هاي بهتري در فوتبال ما مي‌افتاد. آقايان بيايند و بگويند كه در طول اين چند سال كدام تيم پايه را درست كردند و چند ستاره را از جوانان تربيت كردند و به بزرگسالان آوردند؟! به غير از عليرضا جهانبخش هيچ بازيكن ديگري يادم نمي‌آيد.

فكر مي‌كني كه چرا چنين اتفاق‌هايي مي‌افتد؟
وقتي آدم‌هاي بي‌رزومه به ليگ ما مي‌رسند و در فوتبال كاره‌اي مي‌شوند ديگر چه توقعي داريد؟ ما ديگر هيچ استعداد آنچناني در تيم‌هاي پايه نداريم و اگر اتفاقي براي فوتبال‌مان افتاده، فقط به همان تيم بزرگسالان و كي‌روش برمي‌گردد.

البته از تيم كي‌روش هم گهگاه انتقادهاي زيادي مي‌شود؟
من سال‌ها در تيم‌ملي بازي كرده‌ام و مي‌دانم كه حضور در تيم‌ملي چه سختي‌هايي دارد. وقتي مي‌بينم كه به راحتي يك بازيكن را نقد مي‌كنند و ناعادلانه از رويش رد مي‌شوند، دلم مي‌سوزد. كسي نمي‌داند كه بازيكني مثل مسعود شجاعي با چه سختي‌هايي به تيم‌ملي رسيده. فقط كافي است طرف در يك بازي خوب نباشد تا او را بجوند و نابودش كنند. متاسفانه هر كسي با زدن يك كليد وارد دنياي مجازي مي‌شود و هر چرت و پرتي كه دلش بخواهد مي‌گويد. ‌همه به راحتي وارد دنياي مجازي مي‌شوند و مثل آب خوردن يك نفر را نابود مي‌كنند. خوشبختانه در دوران ما اگر انتقادي هم مي‌شد، از طرف چهار تا روزنامه و منتقد بود اما حالا همه براي خودشان كارشناس‌ شده‌اند و هرچه دل‌شان بخواهد مي‌گويند. مگر سعيد عزت‌اللهي چند سالش هست كه يكهو كمر به نابودي‌اش مي‌بنديد؟! مگر قوچان‌نژاد چه بدي‌اي كرده كه به‌خاطر يك بازي از رويش رد مي‌شويد؟! نمي‌دانم چه شده كه بعضي‌ها به راحتي همه‌چيز يادشان مي‌رود و گاهي اوقات بي‌رحم‌ترين آدم‌هاي دنيا مي‌شوند.

چرا عليرضا نيكبخت واحدي به عنوان يكي از ستاره‌هاي فوتبال ايران با توجه به تجربه و مدرك مربيگري‌اي كه دارد، نبايد مربي يكي از تيم‌هاي ليگ‌برتري بشود؟
چون نيكبخت پاچه‌خواري بلد نيست و به كسي باج نمي‌دهد. من نمي‌توانم دنبال اين و آن بدوم تا به‌خاطر پاچه‌خواري‌هايم، مرا به عنوان كمك‌مربي تيم‌شان انتخاب كنند. چون نيكبخت به فدراسيون و فلان جا وابستگي ندارد. چون نيكبخت متصل نيست! خيلي از آنهايي كه اين كارها را به‌خوبي انجام مي‌دهند، به‌خوبي هم تيم مي‌گيرند. من از بچگي روي پاي خودم ايستادم و هيچ‌وقت هم دنبال باج دادن و گره‌بازي نبودم!

ياد زمان ورودت به استقلال افتادم... فكر مي‌كنم كه آن روزها فقط هفده سال داشتي كه از مشهد به تهران‌ آمدي.
بله... دقيقا. من آن سال در ابومسلم بازي مي‌كردم كه با هفده سال سن از مشهد به تهران آمدم و پيراهن استقلال را پوشيدم.

 در مدرسه فوتبالت بازيكن شانزده، هفده سال هم داري؟
بله... عجب سوالي پرسيدي (نيشخند مي‌زند)... وقتي بعضي‌ها را مي‌بينم ياد خودم مي‌افتم... نمي‌دانم بگويم كه چه حسي پيدا مي‌كنم... فقط يادم خودم مي‌‌افتم! ياد آن زماني كه با هفده سال سن به تهران آمدم و با چهار، پنج رقيب گردن‌كلفت هم‌پست شدم؛ علي چيني، محمد نوازي و افشين حاجي‌پور از جمله بازيكنان خوب آن زمان استقلال بودند كه بايد با آنها رقابت مي‌كردم. من آنقدر به خودم اعتماد داشتم كه با همان سن از شهرستان به تهران آمدم و توي خوابگاه زندگي كردم. الان دوره و زمانه فرق كرده. الان طرف با شانزده، هفده سال سن همراه خانواده‌اش مي‌آيد و در مدرسه فوتبالم ثبت‌نام مي‌كند. من همان نيكبختي هستم كه با نوزده سال سن توسط پورحيدري براي اولين‌بار به تيم‌ملي دعوت شدم... من همان نيكبختي هستم كه با عرضه و لياقت خودم به تيم‌ملي رسيدم و از اروپايي‌ها پيشنهاد داشتم... من همان نيكبختم... شك نكنيد كه يك روز مربي خوبي مي‌شوم.

 





توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.