b_Newsاگر آلمان و ایران بهم بخورند، سکته می‌کنم...

آرفی: مگر می‌شود راجع به تیم‌ملی ایران بد گفت؟!

b_News آمده‌ام مشهد تا به حرم امام رضا(ع) بروم
تاریخ: 1396/03/27
زمان: 13: 39
نوع: خبر
گپ زدن با اشپیتیم آرفی جذابیت‌های خاص خودش را دارد.

سیداحسان هاشمی / گپ زدن با اشپیتیم آرفی جذابیت‌های خاص خودش را دارد. هرچند که شما لهجه بامزه و اصطلاحات عجیب و غریب او را نمی‌شنوید و فقط می‌توانید صحبت‌های او را بخوانید، اما صحبت‌های آرفی آن‌قدر جالب است که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم: «اگر آلمان و ایران بهم بخورند، سکته می‌کنم... به قرآن سکته می‌کنم.»

در مشهد چکار می‌کنی؟
آمده‌ام تا چند دوست قدیمی‌ام را در مشهد ببینم... جدا از این با توجه به حال و هوایی که ایران دارد، این روزها مشهد خیلی مزه می‌دهد!


چطور؟
به خاطر شهادت و اینکه مردم این شب‌ها دعا می‌کنند، مشهد خیلی باحال‌تر می‌شود. مخصوصا اگر یک سری به امام رضا(ع) بزنید، صحنه‌های جالبی می‌بینید.


کار سریال‌تان به کجا رسید؟
دوشنبه آخرین روز فیلمبرداری سریال «لژیونر» بود. فیلمبرداری این سریال چیزی حدود چهار ماه طول کشید و امیدوارم که کار خوبی از آب دربیاید.


از کار خودت در سریال لژیونر راضی بودی؟
من تا قبل از این کار کرده بودم اما لژیونر کار مهم و بزرگی بود که به عنوان نقش اول مقابل دوربین رفتم. بدون شک کار کردن با آدم‌های بزرگ باعث می‌شود تا آدم پخته‌تر و باتجربه‌تر شود.


بچه‌های پشت صحنه می‌گفتند که تو با شریفی‌نیا و حسن پورشیرازی تیم خوبی تشکیل داده‌اید؟
(خنده)... عمو رضا (شریفی‌نیا) و کاکو (پورشیرازی) خیلی با من دوست هستند. باور نمی‌کنید که وقتی این دو تا بهم می‌رسند چه اتفاق‌های جالبی می‌افتد. یکی از بهترین تفریحات زندگی‌ام این است که عمو رضا و کاکو را کنار هم ببینم.


خاطره جالبی هم از این اتفاق داری؟
خاطره که خیلی دارم اما هیچ‌کدام را نمی‌توانم تعریف کنم.


(خنده) یعنی تا این حد؟!
بله... هیچ‌کدام را نمی‌توانم تعریف کنم... آنها خودشان دو نفری یک سریال هستند.


پیشنهاد جدیدی هم برای بازیگری داری؟
با یکی، دو نفر صحبت کرده‌ام اما هنوز هیچ‌کدام جدی نشده است.


بازی ایران- ازبکستان را چطور دیدید؟
دوشنبه آخرین روز فیلمبرداری ما بود و به‌خاطر اینکه خیلی کار ما سنگین بود، نتوانستیم بازی را نگاه کنیم. اگر فیلمبرداری نداشتیم به عنوان یک هوادار به استادیوم می‌رفتم تا تیم‌ملی را تشویق کنم. اما به‌خاطر فیلمبرداری مجبور شدم تا در زمان استراحت، یواشکی از طریق آی‌پد بازی را تماشا کنم. اتفاقا عمو رضا و کاکو هم از من در مورد بازی می‌پرسیدند و دل‌شان با تیم‌ملی بود.


به نظرت تیم‌ملی خوب بود؟
مگر می‌شود که راجع به ایران بد گفت؟ تیمی که گل نخورده و توانسته عالی بازی کند. به نظر من ایران خیلی خوب بازی کرد و حقش بود که به جام‌جهانی برود.


موافقی که در مورد مهاجمان تیم‌ملی صحبت کنیم؟
توی این بازی سردار و طارمی بازی کردند... حسابش را بکنید که وقتی کریم و گوچی روی نیمکت می‌نشینند، ایران چه مهاجمان خوبی دارد.


تو فکر می‌کنی کدامشان بهتر از بقیه است؟
این مهم نیست که من کدام مهاجم را بیشتر دوست دارم... مهم این است که کی‌روش با توجه به سیستم و چیزی که در تمرینات دیده کدام‌شان را انتخاب می‌کند. ممکن است که هر کدام از ما یک بازیکن را دوست داشته باشیم اما نظر سرمربی تیم از هر چیزی مهم‌تر است.


در جام‌جهانی طرفدار کدام تیم هستی؟
صد درصد طرفدار آلمان و صد درصد طرفدار ایران.


تیم‌های دیگرت کدامند؟ مثلا از بین برزیل و آرژانتین طرفدار کدام هستی؟
(خنده)... طرفدار آلمان و ایران!


اگر مثل جام‌جهانی 98 ایران و آلمان همگروه شوند، آن‌وقت طرفدار کدام تیم هستی؟
(خنده)... خیلی بدجنسی!!! اگر این اتفاق بیفتد، سکته می‌کنم... به قرآن سکته می‌کنم...


قسم قرآن می‌خوری؟
آخه راست می‌گویم... اگر این دو تیم بهم بخورند، دیوانه می‌شوم. حتی نمی‌دانم به استادیوم بروم یا اینکه بازی را از تلویزیون ببینم... نمی‌دانم چه اتفاقی می‌افتد... فقط می‌دانم سکته می‌کنم.


از خلیلی، شیری و شکوری چه خبر؟
روز یکشنبه یک سکانس فوتبالی داشتیم که به‌خاطر آن بچه‌ها را بردم سر فیلمبرداری. قرار شد که ابی (ابراهیم شکوری) توی فیلم روی پای من تکل کند... به جان خودم ابی چنان تکل‌هایی روی پای من می‌زد که در تمام فوتبالش، هیچ فوتبالیستی را تکل نزده بود.


خب می‌گفتی که یک نفر دیگر تو را تکل کند.
کی؟! مهدی شیری؟! مهدی آن‌قدر فوتبالش خوب است و آن‌قدر تکنیک دارد که آدم دلش نمی‌آید که به او بگوید تکل بزند.(خنده) همراه بچه‌ها فیلمبرداری را ترکانیدم! (خنده)





توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.