b_Newsاز معروف‌ و والیبالیست‌‌ها متشکرم کسی مقصر شکست نبود

رضا گلزار :‌کریم انصاری‌فر جور دیگری برای من عزیز است

b_News عاشقانه دو را خواهیم ساخت
تاریخ: 1396/04/25
زمان: 19: 33
نوع: خبر
در حالي كه چند ساعتي به حضور آقاي سوپراستار در پرديس سينمايي مگامال و اكران مردمي فيلم «كارگر ساده» باقي مانده بود، ترافيك عجيبي در شهرك اكباتان به‌وجود آمد.

سيداحسان هاشمي / در حالي كه چند ساعتي به حضور آقاي سوپراستار در پرديس سينمايي مگامال و اكران مردمي فيلم «كارگر ساده» باقي مانده بود، ترافيك عجيبي در شهرك اكباتان به‌وجود آمد و هواداران محمدرضا گلزار در محوطه بيروني و مجموعه سينمايي مگامال به تجمع پرداختند.
مسوولان برگزاري اين اكران مردمي تلاش زيادي كردند تا آقاي سوپراستار را با تدابير خاصي وارد پرديس سينمايي كنند ولي به‌خاطر ازدحام و تجمع زياد دوستداران گلزار، پسر دوست‌داشتني سينماي ايران در چند نوبت تغيير لوكشين داد و توانست با تعداد زيادي از هوادارانش ديدار كند.
گلزار كه چهار سالن سينما مگامال را پُر كرده بود، سالن به سالن به دوستدارانش خوش‌آمد گفت و در پايان مقابل دوربين مگامال نشست و مصاحبه جالبي انجام داد كه البته ويديوي اين مصاحبه به‌زودي از طريق مگامال و درگاه آپارات منتشر مي‌شود.
باور اينكه حتما در اين ساعت از شب مردم و هواداران رضا گلزار براي ديدن او به سينما بيايند، سخت است. فكر مي‌كنيد كه دليل اين ازدحام و شلوغي عجيب چيست؟
باور كنيد همين كه اين عزيزان را مي‌بينم خستگي‌ام در مي‌رود. من الان از سر لوكيشن آينه بغل به اينجا آمدم و كلي شلوغ بودم ولي اين استقبال و اين صحبت باعث مي‌شود تمام خستگي‌اي كه داشتم از تنم در برود.


اما همين شلوغي و ازدحام باعث شد تا بعضي‌ها نتوانند با شما عكس بگيرند.
دوستان هر كاري كه مي‌كنند، آخرش همين مي‌شود و دليلش هم همان ازدحام عجيبي است كه شما گفتيد. مردم مي‌دانند كه اين موضوع و اين چيزها تقصير من نيست و اين شرايط در همه اكران‌ها وجود داشته. به هر حال دست مردم را مي‌بوسم و از اينكه نتوانستم با تك‌تك‌شان عكس بگيرم خجالت مي‌كشم. اين چيزي بود كه در حد توان ما و سينما بود و تشكر از مردم كه براي حمايت از فيلم آمدند و كلي زحمت كشيدند.


حضور شما در سينما باعث شد تا چهار سالن پُر شود و فيلم «كارگر ساده نيازمنديم» روي پرده برود. اين رفتار شما و حمايتي كه از فيلم منوچهر هادي كرديد، بسيار قابل توجه بود.
همان‌طور كه مي‌دانيد من در اين فيلم ذينفع نيستم و فقط براي تبليغ و حمايت از فيلم «كارگر ساده»‌ به اينجا آمدم. من نه سرمايه‌گذار اين فيلم هستم، نه بازيگر و نه هيچ‌چيز ديگر. من فقط براي حمايت از اين فيلم و سينما اين كار را كردم و خوشحالم كه چهار سالن پُر شده است. به هر حال آشتي مردم با سينما آنقدر ارزشمند و مهم است كه بايد به‌خاطرش وقت گذاشت و از آنها تشكر كرد. اميدوارم كه مردم از من راضي باشند چون در كارهايي كه مي‌كنم، فقط اين را در نظر دارم كه بتوانم رضايت آنها را جلب كنم و دل‌شان را به دست بياورم. در مورد آقاي هادي بايد اين را بگويم كه ما ديگر يك خانواده شده‌ايم و خوشحالم كه براي حمايت فيلم ايشان به سينما آمدم. البته ما در پروژه «عاشقانه» و فيلم سينمايي «آينه بغل» هم همراه‌ هم هستيم و شك نكنيد كه آينه بغل يك كار خوب و به يادماندني خواهد شد.... به به ... مطمئنم كه آينه بغل باعث مي‌شود كه دوباره صف پشت گيشه‌ها تشكيل شود... عاشقانه هم كه حرف ندارد... خيلي دوستش دارم... (خنده) چقدر از خودمان تعريف كردم! (خنده)


در مورد آينه بغل صحبت مي‌كنيد؟ جواد عزتي كه از حضور در اين فيلم و همبازي شدن با شما خيلي تعريف مي‌كرد.
من تا پيش از اين كار طنز موقعيت كرده بودم... فيلم‌هايي مثل كما، آتش‌بس، توفيق اجباري، شيش و بش و... كه خدا را شكر مورد توجه هم قرار گرفته. اما فرق «آينه بغل» در اين است كه كار ما وابسته به چند سكانس نيست و شايد فقط شما در چند خبر كوتاه فيلم، خنده روي لب‌تان نيايد. «آينه بغل» يك كمدي – رمانتيك خيلي خوب و ديدني است كه اميدوارم مورد توجه و اقبال مردم قرار بگيرد.


موافقيد در مورد فيلم اخيرتان «مادر قلب اتمي» صحبت كنيم؟
يك فيلم با معذوريت‌هايي كه وجود دارد به اكران مي‌رسد و بعد با آن شكل، با فيلم برخورد مي‌شود و آن اتفاق‌ها مي‌افتد... نمي‌دانم چه بگويم!


اما رسانه‌هاي خارجي مثل «واشنگتن پست» در مورد بازي شما در اين فيلم به اظهارنظرهاي جالبي پرداختند و حتي عنوان كردند كه اين شكل و چهره جديد و قابل توجهي از رضا گلزار است.
تمام اين چيزها در حالي اتفاق افتاد كه رسانه‌هاي خارجي نمي‌توانستند تعبير و انتخاب من از اين نقش و كاري كه انجام داده‌ام چه بوده... اصلا خود شما فيلم را ديده‌ايد كه در موردش مي‌پرسيد؟!


راستش نه... قرار بود با علي احمدزاده (كارگردان) فيلم را ببينم كه فرصت نشد.
من در مورد مضمون و ساختار صحبتي نمي‌كنم ولي راجع به بازي خودم بايد بگويم كه اين كاراكتر را خلق كردم و برايش زحمت كشيدم. كسي نمي‌تواند بگويد كه اين كاراكتر شبيه فلان كاراكتر در فلان فيلم بوده است. من پلان به پلان در مورد اين نقش فكر كردم و خوشحالم كه حالا مورد توجه قرار گرفته است.


با توجه به اين موضوع بعيد نيست بقيه كارگردان‌ها هم از شما بخواهند كه اين كار را انجام دهيد!
اين نقش جا براي چنين كاري داشت. كاراكتر سهيل در عاشقانه هم آن شخصيت دو وجهي را مي‌طلبيد... بمبئي همان شرايط خاص خودش را داشت و در مادر قلب اتمي به‌خاطر فضايي كه وجود داشت من توانستم آن شخصيت را خلق كنم.


كارتان با «بهمن فرمان‌آرا» به كجا رسيد؟
ان‌شاءا... به‌زودي آينه بغل تمام مي‌شود و جدا از آن يك كار ديگر به نام «دلم مي‌خواهد» را به كارگرداني آقاي بهمن فرمان‌آرا در راه داريم.


در شوخي‌هايي كه با هواداران‌تان داشتيد به آنها گفتيد كه اگر سر جاي‌شان بنشينند و نظم را رعايت كنند، دو قسمت عاشقانه را براي‌شان تعريف مي‌كنيد... (خنده)
(خنده) آخه دوستان مدام از من در مورد عاشقانه مي‌پرسيدند... مثلا مي‌پرسيدند «گيسو» زنده است يا نه! حتما در مورد «پاپت» مي‌پرسيدند و كنجكاوانه به دنبال ادامه داستان بودند.


(خنده) وقتي اين شوخي‌ها را مي‌كرديد، تن منوچهر هادي مي‌لرزيد!
(خنده) ديدم شلوغ شده و فقط خواستم كاري كنم كه با يك شوخي نظم بهتري توي سالن ايجاد شود. خدا را شكر كه عاشقانه به يك كار قابل دفاع و خوب تبديل شده و مردم تا اين حد اين سريال را دوست دارند.


در مورد عاشقانه خبر ديگري هم داريد؟
چه خبري؟ (خنده)


مثلا ساخت دوم عاشقانه!
اگر كار به همين شكل پيش رود، احتمال ساخت قسمت دوم عاشقانه هم هست ولي همه اينها در حد حرف است و صحبت خاصي نشده است.


اين روزها حسابي ورزش مي‌كنيد و با توجه به مشغله‌اي كه شما داريد، اين موضوع قابل توجه است.
راستش را بخواهيد من بعد از عاشقانه سيزده كيلو و نهصد گرم وزن كم كردم و خودتان مي‌دانيد كه عاشق ورزش هستم. اما وقتي وارد يك پروژه مي‌شوم دوباره دچار ضيغ وقت مي‌شوم و كار برايم سخت مي‌شود. حسابش را بكنيد كه من ساعت شش صبح مي‌روم سركار و تا ساعت 18:30 سر لوكيشن هستم. يعني از وقتي كه نور داريم و تا وقتي كه نور مي‌رود ما سر كار هستيم و تا تعطيل شدن كار و رد كردن ترافيك، من حدود ساعت هشت‌ونيم شب خانه مي رسم. از آنجايي كه دوباره بايد ساعت شش صبح سر كار باشم، انجام بعضي كارها برايم خيلي سخت مي‌شود. ولي با تمام اين حرف‌ها من تلاش خودم را مي‌كنم.


جدا از اينها شما براي كار موسيقي‌تان هم حسابي وقت مي‌گذاريد.
بله..... من عاشق موزيك هستم و به‌زودي قطعه جديدي را با تنظيم مسعود جهاني منتشر مي‌كنم. خدا را شكر كه كارها مورد توجه مردم قرار گرفته و هواداران آن را دوست‌ داشتند.


در مورد كنسرت مردادماه نمي‌خواهيد صحبت كنيد؟
به اميد خدا هشتم شهريورماه يك كنسرت خوب و بزرگ با آهنگ‌هاي جديد خواهيم داشت كه اميدوارم مورد توجه دوستان قرار بگيرد.


واليبال چي؟ هنوز واليبال بازي مي‌كنيد؟
واليبال را خيلي دوست دارم ولي به دليل مشغله‌هاي زيادي كه دارم خيلي به واليبال نمي‌رسم. البته گه‌گاه جمعه‌ها واليبال بازي مي‌كنم و يك فكرهايي هم در سر دارم.


چه فكرهايي؟
يك فكرهايي دارم كه دوباره تيم واليبال هنرمندان را راه بيندازم كه البته اين فقط در حد يك ايده است و خيلي جدي نيست.


در مورد تيم‌ملي واليبال و تورنمنت اخيري كه در آن حضور داشتيم، چه صحبتي داريد؟
به نظر من واليبال تا حدودي ورزش قابل پيش‌بيني است كه البته پيش‌بيني آن خيلي سخت است. با تمام اين‌ها وقتي يك تيم سه،‌ چهار پوئن جلو مي‌افتد، كار خيلي سخت مي‌شود و جبران كردن آن كار راحتي نيست. ما نمي‌توانيم در اين اتفاق كسي را مقصر بدانيم چون بچه‌ها به اندازه كافي زحمت كشيدند و تلاش خودشان را كردند. من از سعيد معروف عزيز تشكر مي‌كنم و به بچه‌هاي واليبال خسته نباشيد مي‌گويم و اين را مطمئن هستم كه بچه‌ها مي‌توانند مثل قبل افتخارآفريني كنند. به هر حال بازي و مسابقه شرايط خودش را دارد... گاهي اين وري مي‌شود و گاهي هم آن طرفي.


وقتي تيم‌ملي در فوتبال ايران به جام‌جهاني صعود كرد، در صفحه اينستاگرامت پست گذاشتي و از تيم‌ملي تقدير و تشكر كردي.
يعني چه؟! مگر مي‌شود كه به‌خاطر اين تيم ملي و صعود به جام‌جهاني خوشحال نشد؟!


مي‌خواستم بدانم كه با اين شلوغي، توانستيد بازي‌ها را ببينيد يا اينكه فقط يك پست گذاشتيد؟
تا جايي كه توانستم بازي‌ها را ديدم و دنبال كردم. تيم‌ ملي فوتبال هم بچه‌هاي دوست‌داشتني و خوبي دارد كه من همه‌شان را دوست دارم. بازيكنان خوبي مثل كريم انصاري‌فر كه يك جور ديگر براي من عزيز است. بازيكنان ارزشمندي مثل دژآگه و قوچان‌نژاد كه همگي براي سربلندي ايران زحمت مي‌كشند و تلاش مي‌كنند.


پس اين تيم ملي را حسابي دوست داشتي؟
به نظر من سبك اين تيم‌ملي باتيم‌ملي كه قبلا داشتيم، فرق مي‌كند.


كدام را بيشتر دوست داريد؟
هر كدام جذابيت‌هاي خاص خودش را دارد و مهم اينكه همه عزيزان براي صعود به جام‌جهاني و سربلندي ايران تلاش كردند. تيم‌ملي قبلي اسطوره‌هايي را به‌وجود آورد كه همگي عزيزان من هستند و با خيلي از آنها دوست هستم. اما سبك اين تيم‌ملي با آن تيم فرق مي‌كند. اين تيم ملي با سبك ديگري بازي مي‌كند كه فكر مي‌كنم بهتر نتيجه مي‌گيرد. البته من بلد اينكار نيستم و چون تخصص فوتبالي ندارم، شايد نقد درستي نمي‌كنم. اظهارنظرهاي من فقط آن چيزي است كه مي‌بينم و در ماجرا نيستم.


صعود به جام‌جهاني فوتبال توانست حال رضا گلزار را خوب كند؟
بله... واقعا ذوق كردم و از همه عزيزان به‌خاطر اين موضوع تشكر مي‌كنم. همين است كه الان سرمان با اين تيم بالاست و به جام‌جهاني نگاه مي‌كنيم. اميدوارم كه تيم‌ملي در جام‌جهاني هم بدرخشد و بتواند دل مردم را شاد كنند.


تا الان حدود چهار ساعت است كه در بين دوستداران‌تان محاصره هستيد و «حتما آنها متوجه اهميتي كه به هواداران‌تان مي‌دهيد، هستند.
قطعا برگزار كردن چنين مراسم‌هايي شرايط سختي خاص خودش را دارد و به همين دليل از سينما مگامال تشكر مي‌كنم و خوشحالم كه يك مجموعه سينمايي ديگر به به سينماهاي ما اضافه شد. من اميدوارم كه براي برنامه‌هاي بعدي حتي مراسم‌هاي بهتر و منظم‌تري را برگزار كنيم و البته در اين مورد به آقاي سعيدي‌پور كمي غُر زدم (خنده) در مورد گلزاري‌ها و عزيزاني كه زحمت كشيدند و تشريف آوردند هم جز تشكر و تقدير حرفي ندارم. همان‌طور كه خودتان ديديد و تصوير گرفتيد، ما امشب ميزبان عزيزاني بوديم كه شايد شانزده، هفده‌سال است كه آنها را مي‌شناسيم و خدمت‌شان ارادت داريم. همان‌طور كه گفتيد جدا از اين عزيزان، گروه و رده سني ديگري هم به جمع گلزاري‌ها اضافه شدند كه بسيار جوان‌تر هستند. اين براي ما يك دنيا ارزش دارد و اميدوارم كه بتوانم با انجام كارهاي خوب آنها را از محمدرضا گلزار راضي نگه‌ دارم.