b_Newsای کاش در کنار بنا، اشکانی ها، رنگرزها و خیرآبادی ها حضور داشتند/ به بنا گفتم بیا سیرجان، گفت تازه از دست شما راحت شده ام!

بشیر باباجان زاده: اگر رسول خادم وزیر ورزش هم شود، کم است!

b_News محمد آقا روی تشک بیگانه بود و بیرون گود، دوست، برادر، رفیق/ بنا به بچه ها می گفت من سه طلا گرفته ام،برای من شاخ و شونه نکشید!
تاریخ: 1396/05/02
زمان: 10: 55
نوع: گفتگو
باباجان زاده، به این موضوع اشاره کرد که رسول خادم رئیس فدراسیون کشتی و محمد بنا سرمربی سابق تیم ملی بسیار به او کمک کرده اند

حامد جیرودی/ بشیر باباجان زاده این روزها، دنیای تازه ای را تجربه می کند. او که با کسب مدال برنز مسابقات جهانی 2011، تنها فرنگی کار سنگین وزن تاریخ ایران است که در این رقابت ها صاحب مدال شده، پس از اتفاقاتی که سال گذشته برایش رخ داد و منجر به محرومیت چهار ساله اش شد، روزهای سختی را تجربه کرد اما حالا چند روزی است که به عنوان سرمربی گل گهر سیرجان انتخاب شده و همین موضوع باعث شده تا انرژی و انگیزه تازه ای برای ادامه کار پیدا کند. به همین منظور به سراغ این مربی جوان بابلی رفتیم تا با وی صحبت کنیم. باباجان زاده در گفت و گویی که با «گل» داشت، به این موضوع اشاره کرد که رسول خادم رئیس فدراسیون کشتی و محمد بنا سرمربی سابق تیم ملی بسیار به او کمک کرده اند.

 

به سلامتی وارد دنیای مربیگری شدی؟
بله الحمد ا...، یک زمانی محمد آقای بنا می گفت دعا می کنم که مربی شوید تا بفهمید من چه می کشم! حالا من به همراه علیرضا عالمیان مربی کشتی آزاد تا ساعت سه نیمه شب نشسته بودیم و داشتیم برنامه می نوشتیم که چه کار کنیم.

 

پس به این نتیجه رسیده ای که مربیگری خیلی سخت است!
بله واقعا همین طور است. دنیای مربیگری با خود کشتی گرفتن خیلی فرق می کند و سختی های خاص خودش را دارد.

 

چه شد که مربی گل گهر سیرجان شدی؟
در این باشگاه فردی به نام مهندس اسماعیل پور حضور دارد که عاشق کشتی است و عرق زیادی به این رشته دارد و برای همین من را آورده تا به طور همزمان مربیگری تیم های نونهالان، نوجوانان و جوانان کشتی گل گهر را بر عهده داشته باشم.

 

در رده بزرگسالان مربیگری نمی کنی؟
اگر بخواهند در بزرگسالان هم کار می کنم. من به خاطر پول و مسائل مالی به گل گهر نیامده ام. مهندس اسماعیل پور اینقدر بزرگوار است و متانت دارد که بسیار به آدم انگیزه می دهد. او در سرجان یک سالن کشتی زیبا ساخته که فکر می کنم در ایران کم نظیر باشد.

 

با توجه به محرومیت چهار ساله ای که از سال گذشته برای تو آغاز شد، مشکلی برای مربیگری نداری؟
چه سوال خوبی پرسیدید! اتفاقا وقتی که داشتم با محمد آقای بنا صحبت می کردم، ایشان همین موضوع را مطرح کرد و وقتی با آقای رسول خادم صحبت کردم، ایشان به من گفت که اصلا نگران نباشم و به آقای بنی تمیم گفتند که پیگیر کارهای من باشد. واقعا خدا به رسول خادم عزت و آبرو بدهد. خودش در این مدت به من زنگ می زد و پیگیر کارم بود تا به من سخت نگذرد. واقعا در 24 ساعت مشکل من را حل کرد.

 

تو 80 هزار دلار هم از سوی اتحادیه جهانی جریمه شده بودی. آن موضوع چه شد؟
این موضوع هم با کمک فدراسیون کشتی حل شد. واقعا از رسول خادم تشکر می کنم. او باید بزرگ ترین پست ها را داشته باشد و اگر وزیر ورزش ایران هم بشود، کم است!

 

همیشه از مازندران به عنوان مهد کشتی ایران و از خوزستان به عنوان مهد کشتی فرنگی یاد می شود. فکر می کنی در سیرجان استعداد کشتی وجود داشته باشد؟
شما ببینید سال بعد من چه تیمی می سازم! در سیرجان دو مربی خوب کشتی به نام وحید جان برسنگ و احمدعلی مردانی از سه سال پیش کارشان را شروع کرده اند و بستر سازی خوبی را انجام داده اند. حالا من هم به کمک شان آمده ام. فکر می کنم این جا کلاس کشتی خوبی داشته باشد و من سعی می کنم کشتی گیران این منطقه را حداقل تا رده آسیا برسانم.

 

اتفاقا با جمشید خیرآبادی که صحبت می کردیم، می گفت تو و امید نوروزی IQ بالایی دارید و می توانید با صبر و حوصله در مربیگری به موفقیت برسید.
آقا جمشید خیرآبادی ابرمرد بدنسازی کشتی فرنگی دنیاست! او بسیار مربی خوبی است. فقط من یک گله ای دارم که ای کاش او از تیم ملی نمی رفت و ما را تنها نمی گذاشت تا سلطان محمد بنا آن طور در المپیک ریو اشک نمی ریخت. البته علی آقای اشکانی هم واقعا دارد در تیم ملی کشتی فرنگی زحمت می کشد و من به ایشان خسته نباشید می گویم.

 

حالا که صحبت اشکانی شد، فکر می کنی ملی پوشان جوان تیم ملی بتوانند در مسابقات جهانی 2017 فرانسه مدال بگیرند؟
چرا نتوانند؟ ما هم خودمان جوان بودیم که مدال گرفتیم. من در رده جوانان بودم و سال بعد به بزرگسالان رفتم و مدال جهانی گرفتم. همه نخبه های کشتی ایران جوان بوده اند و من بسیار امیدوارم که تیم آقای اشکانی هم نتیجه بگیرد. فقط ای کاش در کنار بنا، اشکانی ها، رنگرزها و خیرآبادی ها حضور داشتند. متاسفانه برخی افراد در کشتی هستند که باند بازی می کنند و به این رشته ضرر می زنند. با این حال، کسی نمی تواند خودش را با بنا مقایسه کند. همه بزرگوار هستند اما بنا چیز دیگری بود. با بچه ها می خندید، با بچه ها گریه می کرد و در کل حامی ملی پوشان بود.

 

می دانی که بنا الان در شهریار با کشتی گیران نوجوان و خردسال کار می کند؟
زمانی که محمد آقا گفت از کشتی خداحافظی می کنم، می دانستم که او بدون کشتی نمی تواند سر کند. موقعی هم که خودم می خواستم به سیرجان بیایم به ایشان به شوخی گفتم 10 میلیون می دهیم بیا پیش ما که محمد آقا خندید و گفت تازه از دست شما راحت شده ام! ولی واقعا امثال بنا، خادم، رنگرز، حمید سوریان همیشه نام شان با کشتی زنده است

 

پس با بنا برای رفتن به سیرجان صحبت کردی.
بله اگر محمد آقا و رسول خادم رخصت نمی دادند، به هیچ عنوان نمی آمدم. محمد آقا گفت دیگری نمی خواهی کشتی بگیری، گفتم نه و ناراحت شد اما گفت که باید اصول مربیگری را رعایت کنی.

 

چه اصولی؟
همان چیزهایی که از خودش دیده بودیم. او می گفت اگر به دوست داشتن باشد، علی محمدی تا آخر عمرش باید در تیم ملی می ماند اما محمد آقا روی تشک بیگانه بود و بیرون گود، دوست، برادر، رفیق و پدر. بعد از المپیک لندن به سوریان، نوروزی و قاسم رضایی گفت شما طلا گرفته اید؟ گفتند بله. بنا گفت: شما یک طلا گرفته اید اما من سه طلا گرفته ام پس برای من شاخ و شونه نکشید!( می خندد) همیشه عزت خودش را حفظ می کرد. واقعا اگر هر کس دیگری جای او بود، کاری که من با بنا کردم و دستش را خالی کردم را نمی بخشید!

 

چه کاری؟!
در سال 2015 همسر من تصادف کرد و من بدون این که به محمد آقا بگویم اردو را ترک کردم و بعد که برگشتم ایشان خیلی عصبانی بود و من هم هم عصبانی و یک چیزهایی به من گفت و من هم رفتم و دیگر تلفن ام را جواب ندادم. بنا بلافاصله امیر قاسمی منجری را انتخاب کرد و او هم سهمیه گرفت اما بنا بعد دوباره ما را به مسابقات لهستان فرستاد که من قاسمی را بردم و سهمیه المپیک را گرفتم. من هر چه موفقیت در کشتی به دست آورده ام را بعد از خدا مدیون بنا هستم.

 

حسرت نمی خوری که دیگر نمی توانی کشتی بگیری؟
همیشه گفته اند که بعد از هر سر بالایی، یک سرپایینی هم وجود دارد. من اتفاقاتی برایم افتاد که روی زندگی شخصی ام هم تاثیر گذاشت اما من نمی خواهم آن اتفاقات برای شاگردان ام تکرار شود. همیشه افرادی هستند که مانند مگسانند دور شیرینی! محمد بنا راست می گفت آنها آدم های کوته فکری هستند که به فکر پیشرفت بقیه نبودند اما خدا جای حق نشسته و من حالا دوباره با کمک خدا، محمد بنا، رسول خادم، همسرم، مردم و مهندس اسماعیل پور حال خوبی دارم و از شرایطی که دارم راضی هستم و خدا را شکر میکنم.