الخلاص!

تاریخ: 1395/11/14
زمان: 08: 33
نوع: یادداشت
شهرام وزیری

ای‌کاش وقتی که  «فیفا» داشت تیر خلاص را بر کالبد نحیف این استقلال می‌زد  دست مبارکش می‌لرزید  وکمی تا قسمتی بالاتر استقلال را نشانه می‌رفت... همان بلندایی که کم نخسبیده‌اند... صاف می‌زد والخلاص!
گرچه کم نبودند کارشناسانی اهل درد که با توجه به شناختی که از فوتبال حرفه‌ای جهان و به‌خصوص مسایل حقوقی اش در ارتباط با  «فیفا» دارند براین باور بودند که امکان عقب‌نشینی فیفا در مورد رفع ممنوعیت نقل وانتقال زمستانی استقلال بسیار بعید است...تو بخوان کسی از اینان گوش کر؟!
اما از آنجایی که همین مدیران سریالی استقلال از حیث علم و تخصص و تجربه کت هرچه فوتبال‌شناس حرفه‌ای است را از پشت بسته‌اند و از آنجایی که تا بوده هر تنابنده گذری هنوز پشت نامبارکش برروی صندلی استقلال گرم نشده به بامی تا به شامی خود واعوان وانصارش یک پا کارشناس مادر زاد شده و می‌شوند!
حالا هم چرا نباید یک عضو هیات‌مدیره‌اش به قول خودش کاربلد  در ارتباط با همین معضل و بسته شدن پنجره نقل وانتقالات تیمش ...پیشا پیش قبل از آنکه فیفا تیر خلاص را بزند... یکهو بپرد وسط گود ماجرا و فریاد‌زنان با یک سری ترهات ..اظهار لحیه کند که (....کدوم پنجره‌!؟.... الحمد‌ا... پنجره‌هامون  همه باز است و درمان چهار طاق.. تا دلت بخواهد هی هم در حال برو بیاییم  نکنه ما که خواب بودیم باد زده پنجره‌هامونو بسته‌!؟ کی گفت که مامحرومیم ....هرکه گفته غلط کرده ...خودمون زیر سایه فدراسیون فخیمه مون داریم پی‌اش را می‌گیریم ...همین روزهاست که تو گوش فیفا بزنیم تا دیگه غلط زیادی نکنه ...همین روزها  وکیل ایتالیا یی مون ال میکنه وبل می‌کنه و فیفا را به سه سوت محکوم میکنه و...)
خب حالا شما بگویید...چرا نباید در گذر گل وگشاد این فوتبال که درونش دارد  خودش را می‌کشد و بیرونش همین مردم را... چنین گرسنگان شهرت طلب بر سر سفره وخوان یغمایش لقمه به لقمه رانت خواری کنند و پشت‌بندش به ریش هرچه فوتبال است بخندند؟!
چرا نباید....مگر نه اینکه گفته‌اند: «ماهی زسر گنده گردد نی زدم» ....مگر نه اینکه در این فوتبال غربیه گز هرچه  مصیبت و بلاست  زیر سر بسیاری از سرنشینان بالا نشینش است ...مگر نه این که در اتاق اغلب تیمداران ما بی‌هیچ اذن دخول به روی دلالان عالیجاه تیم‌ساز و  تیم باز و تیم خر و تیم فروش چهار طاق باز است؟!
مگر نه این که این فوتبال بلا دیده مصیبت زا دیری است به دست دلالان رنگرز  قفس پشت قفس گنجشک های مرده آن طرف آب‌ها را رنگ کرده و به جای قناری به اغلب تیمداران مان می‌اندازند؟!
....حالا هم نوش‌جان‌شان  دردش  به تن‌شان .... دردش نوش‌جان هر که خریده و هرکه خورده ونخورده وهر که برده ونبرده!
برای اهل درد این فوتبال که دیگر عادت شده  تا چشم کار می‌کند یک سویش خوردن این فوتبال است و با‌لا کشیدنش وسوی دگرش   باختن است و چنین بالا آوردن!
حالاهم چه باک می‌خواهد این فوتبال مونوپل شده بدست نا اهلانش محروم شود یا مرحوم ...مگر  فرقی هم می‌کند؟!
بر روی سنگ قبری نوشته شده بود،... من هی می‌گفتم حالم خوب نیست چرا کسی گوش نکرد...؟! همین و تمام.

 



بر چسب خبر :


توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.