b_Newsدر نکوهش ابدی جهان سوم

از دکترای عباس جدیدی تا سیکل کریس رونالدو!

تاریخ: 1396/06/27
زمان: 14: 33
نوع: خبر
رسول بهروش

اخیرا محتوای دفاعیات کریستیانو رونالدو از خودش در جریان برگزاری دادگاه مالیاتی اسپانیا منتشر شده که بازتاب زیادی داشته است. ستاره پرتغالی در بخشی از سخنانش در این جلسه مدعی شده فقط شش کلاس سواد دارد، بنابراین عمده حساب و کتابش دست مدیربرنامه‌ها و مشاورانش است. جالب نیست؟ برنده چهار توپ طلای جهان و یکی از بزرگ‌ترین بازیکنان حال حاضر فوتبال دنیا فقط شش کلاس سواد دارد و البته هیچ علاقه‌ای هم برای افزودن به تحصیلات آکادمیک‌اش نشان نمی‌دهد.
برای آنکه تفاوت‌ها را لمس کنید، همین ماجرای کم‌سوادی رونالدو (و البته لیونل مسی و خیلی از دیگر بزرگان فوتبال جهان) را کنار رفتار ستارگان ورزش ایران قرار بدهید. تا آنجایی که یادمان می‌آید بسیاری از فوتبالیست‌ها و مدال‌آوران این مملکت بعد از کسب موفقیت‌های گوناگون، در کنار دریافت پاداش‌های مالی قابل توجه، یک درخواست مشترک دیگر هم از مسوولان دولتی داشتند؛ اینکه مقدمات تحصیل دانشگاهی آنها بدون شرکت در کنکور فراهم شود و دوستان بتوانند راحت و آسوده درس‌شان را بخوانند. در نتیجه برای سال‌های طولانی موج بزرگی از پذیرش ورزشکاران مشهور در برخی دانشگاه‌های کشور راه افتاد؛ طوری که الان نصف نخبگان ورزش ایران «دکترای تربیت‌بدنی» دارند! حالا کاری نداریم به اینکه این مدل اعطای سهمیه به ستاره‌های ورزشی و تساهل ویژه با آنها برای ادامه تحصیل، چه ظلم بزرگی در حق دانشجوهای عادی محسوب می‌شد؛ نکته مهمتر این است که رویکرد قهرمانان گرامی در این زمینه، نمادی تمام عیار از مدرک‌گرایی مردم ایران و شیفتگی آنها به لیسانس و فوق‌لیسانس و امثال آن تلقی می‌شود.
در سرزمینی که مهارت‌های تجربی و تخصصی به اندازه کافی مورد احترام نیستند، طبیعی است که اغلب مردم برای یک تکه کاغذ سر و دست بشکنند. این متاسفانه به سبک زندگی ما ایرانیان گره خورده و همه‌مان دوست داریم هر کجا که هستیم و هر کاری که می‌کنیم، حتما یک مدرک تحصیلی هم کنارش بگیریم. اغلب ما احترام قائل نیستیم برای مرد جوانی که در حد رفع نیاز تحصیل کرده و پس از آن با کار و همت خودش به یک مکانیک یا تراشکار یا نجار خوب و متخصص تبدیل شده است. شاید زمانی که در زندگی روزمره به خدمات آنها نیاز پیدا می‌کنیم حرمت‌شان را نگه داریم، اما بیرون از آن بالاترین درجه احترام‌مان برای دکتر فلانی‌ها و مهندس بهمانی‌هاست؛ همان‌ها که ماهی چند میلیون پول بابت عضویت در هیات‌علمی دانشگاه‌ها می‌گیرند، تنها کارشان بازتولید یک سری معلومات کهنه به دردنخور است و هیچ‌وقت هم معلوم نمی‌شود تسکین کدام درد جامعه هستند. هر کدام از این دکترها را اگر ببینیم، مثل سیخ از سر جای‌مان بلند می‌شویم و تعظیم عرض می‌کنیم. همین تب است که وقتی سراغ ورزشکار می‌رود، او را وا می‌دارد از رهگذر مدال المپیک یا فلان گل مهم ملی و باشگاهی، یک مدرک دکترا هم برای خودش فراهم بیاورد و جایگاه اجتماعی و حتی شغلی‌اش را برای آینده تثبیت کند. ولو اینکه می‌دانیم خیلی از این مدرک‌ها به‌خصوص وقتی پای شرایط ویژه تحصیلی ورزشکاران در میان باشد، کوچک‌ترین ارزش علمی و کاربردی ندارند.
شاید اکر کریس رونالدو ساکن ایران بود، تا الان بالای صد بار دکترای تربیت‌بدنی‌اش را گرفته بود. به هر حال ایران جایی است که عباس جدیدی و جواد خیابانی هم در میانسالی دوست دارند «دکتر» خطاب شوند. کریس اما با همان شش کلاس سواد، دنیا را شخم می‌زند و برای خودش، خانواده‌اش و آب و خاکش اعتبار و احترام می‌خرد. جهان سوم، جهان ظاهرزدگی، جهان عمق‌گریزی...!

 





توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.