b_Newsترجیح می دهم همسر آینده ام کشتی گیر باشد

بهناز شفیعی: داشتم به آمریکا می رفتم که ترامپ آمد

b_News نیکی کریمی وسط تمرین می رفت/ سحر قریشی را هم به موتور سواری می آورم/ اگر هنرمندان پایه باشند، تیم هم تشکیل می دهیم
تاریخ: 1395/11/17
زمان: 01: 00
نوع: گفتگو
نخستین دوره مسابقات موتور ریس بانوان با قهرمانی اولین موتورسوار ریس به میزبانی البرز برگزار شد. مسابقه ای که فدراسیون نقشی در برگزاری آن نداشت و گرفتن مجوز برای آن سه سال طول کشید.

نگار رشیدی

نخستین دوره مسابقات موتور ریس بانوان با قهرمانی اولین موتورسوار ریس به میزبانی البرز برگزار شد. مسابقه ای که فدراسیون نقشی در برگزاری آن نداشت و گرفتن مجوز برای آن سه سال طول کشید.

جرقه موتورسواری از سال 83 و زمانی که یک خانم موتورسوار را در یکی از روستاهای اطراف زنجان دید، در ذهن بهناز شفیعی خورد.

 او قبل از اینکه به صورت حرفه ای وارد این ورزش شود شب ها بعد از پایان کارش در خیابان های تهران موتورسواری می کرد. در نهایت هم با حمایت خانواده از جمله مادرش به این ورزش پرهیجان وارد شد.

او تا به حال به اولین هدف هایش در موتورسواری رسیده، اما دیدن بانوان ایران روی سکوهای مسابقات آسیایی است چیزی است که می خواهد در مرحله بعد به آن برسد.

گفت و گوی «گل» با تنها بانوی قهرمان موتور ریس ایران را از دست ندهید.

مسابقه چطور بود؟

این مسابقه اولین رقابت موتور ریس برای خانم ها بود. زمانی که من به این ورزش آمدم، کسی در این رشته فعالیت نمی کرد. همین هم باعث شد مصمم شوم که ورزش تخصصی ام را در کشور جا بیندازم و در نهایت هم که توانستیم مسابقات را برگزار کنیم. بعد از مدتی که موتورسواری را حرفه ای دنبال کردم با مردم و دخترها برخوردهای زیادی داشتم و شاهد علاقه بسیارشان بودم. بعد هم که دخترها آموزش دیدند و بسیار فعال بودند. ما بعد از سه سال توانستیم مجوز این مسابقات را از وزارت ورزش و جوانان بگیریم که خانم شهریان آن را امضا کرد. بعد از آن هم تیم موتور ریس بانوان را تشکیل دادیم. با مجوزی که داشتیم به هیات البرز نامه زدیم و با حمایت آقای درویشی رییس هیات با وجود مخالفت های زیادی که می شد مسابقه را برگزار کردیم.

گویا استقبال خوبی هم از مسابقات شده بود؟

بله واقعا استقبال خیلی خوب بود. بیش از 30 نفر ثبت نام و در مسابقه شرکت کردند. حتی روزی که برف آمد برای اینکه مسابقه لغو نشود بچه ها خودشان پیست را تمیز کردند. خوشبختانه روز بعدش هم هوا آفتابی شد و مشکلی پیش نیامد. آقای همتیان مسوول کمیته موتورسواری فدراسیون، آقای درویش و خانم بیات از وزارت ورزش هم شاهد رقابت ها بودند.

اما این مسابقه آنطور که باید و شاید بازتاب نداشت. حتی سابت فدراسیون هم اخبار آن را منتشر نکرد.

این هم یکی از همان مخالفت هاست. متاسفانه وضع فدراسیون ما خیلی نابسامان است. من حدود دو سال پیش دوره مربیگری ام را گذراندم اما کمیته آموزش هنوز مدرک من را نداده است. هربار که مدرکم را می خواهم می گویند مدرک بانوان آزاد نشده است. الان موتورسواری بانوان آزاد شده اما در فدراسیون کمیته نداریم. این در حالی است که در هیات ها رییس کمیته ریس و کراس داریم که رییس کمیته ریس هیات البرز خودم هستم. اگر هیات ها اهمیت می دهند به این دلیل است که ورزشکار فعال دارند. اگر یک فدراسیون می خواهد پیشرفت کند، باید ورزشکار فعال داشته باشد و قهرمان پرورش دهد. ما در فدراسیون ورزشکار فعال داریم اما وضعیت خوب نیست. الان حدود هفت ماه است که از مجوز کلاس ها گذشته اما یک کلاس آموزشی برگزار نکردند. ما حتی به صورت رسمی مجوز حضور در مجموعه ورزشی آزادی را نداریم. با این شرایط مسابقه را برگزار و توانایی های مان را ثابت کردیم. هیات البرز و آقای درویشی برای این مسابقه خیلی مصمم بود و زحمات زیادی کشید. جا دارد از او تشکر کنم.

معمولا اولین های هر رشته دینی به گردن خود می بینند. شما چطور؟ اهداف تان در موتورسواری چیست؟

ما پیش از انقلاب اسلامی هم بانوان موتورسواری داشتیم که پلیس بودند. من نخستین بانوی موتورسوار ریس هستم که اولین هدفم اضافه کردن به تعداد بانوان موتورسوار بود. خوشبختانه به این خواسته ام رسیدم و از اسفند سال گذشته تا الان بیش از 114 خانم را آموزش دادم. من حتی به صورت رایگان هم آموزش دادم. یک بار فراخوان هم زدم که استقبال زیادی از آن شد. هدف بعدی ام هم حضور و درخشش بانوان در مسابقات آسیایی است. ما را همین الان در آزادی راه نمی دهند پس در وهله اول به فکر میزبانی از مسابقات نیستم اما دوست دارم روزی را ببینم که بانوان ما روی سکو بروند و پرچم کشور را به اهتزاز در بیاورند. اگر کمک کنند حتما این روز می رسد.

زمانی که عرف جامعه موتورسواری دخترها را نمی پذیرفت، شما با حمایت خانواده تان موتورسواری حرفه ای را آغاز کردید. در این خصوص چه صحبتی دارید؟

واقعا حمایت خانواده خیلی خوب است. من اگر حمایت خانواده ام را نداشتم به این جایگاه نمی رسیدم. اهمیت دادن به علاقه بچه ها خیلی خوب است. نمونه اش هم همین موتورسواری است. اگر می بینید فرزندتان در خیابان با موتور مثلا تک چرخ می زند و به موتور علاقه دارد، این استعداد را به سمت پیست سوق دهید تا حرفه ای آن را یاد بگیرد. اینطوری هم نگرانی های خودتان کم می شود و هم یک استعداد را به ورزش معرفی می کنید. با عقاید خودمان استعداد بچه ها را نکشیم.

شما ازدواج کردید؟

نه من مجرد هستم.

اگر روزی قصد ازدواج داشتید، انتخاب تان یک ورزشکار است؟

صددرصد همینطور است اما نه اینکه حتما موتورسوار باشد. با چیزهایی که در آقایان موتورسوار بلا نسبت بعضی های شان دیده ام ترجیح می دهم هم رشته خودم نباشد (خنده). اما خیلی جالب است که آقایان موتورسوار خیلی دوست دارند همسرشان هم موتورسوار باشد. یا آنهایی که قبلا ازدواج کرده اند می گویند دوست داریم همسرمان هم وارد موتورسواری شود.راستش ترجیح می دهم همسرم کشتی گیر باشد. در هر رشته ای خوب و بد وجود دارد اما در کشتی حالت مردمنشی و پهلوانی زیادی دارد.

اخبار کشتی را هم دنبال می کنید؟

نه اما یکی از ورزش های مورد علاقه ام است.

نظرتان درباره حمید سوریان در المپیک ریو چیست؟

حمید سوریان اسطوره ایران هستند. او همیشه توانایی هایش را به دنیا ثابت کرده. داشتن هفت مدال طلای جهان و المپیک افتخار کمی نیست. اما این هم هست که همه تلاش می کنند و دوره فقط نمی تواند برای یک نفر باشد. شاید او در المپیک شرایط لازم را نداشت اما توانایی او برای همه ثابت شده است.

دیگر به چه ورزش هایی علاقه دارید؟

ورزشی که خودم دوست داشته باشم انجام بدهم، ورزش های رزمی است. موتورسواری که رشته خودم هست را هم وقتی دوست دارم که خودم سوار موتور باشم و از تماشایش لذت نمی برم. حتی وقتی مسابقات موتور کراس را می بینم حسرت می خورم و پیش خودم غر می زنم که چرا ما مسابقه نداریم (خنده). البته غیر از موتورسواری من ورزش های رزمی کیوکوشین، تکواندو و نینجاتسو را هم تجربه کرده ام اما نه به صورت حرفه ای.

هیچ ورزشی نیست که به تماشایش بنشینید؟

تنها ورزشی که دوست دارم تماشا کنم کشتی کج است. واقعا ورزش هیجانی است و از دیدنش لذت می برم. هرشب که مسابقاتش پخش می شود و وقتی که فیلم هایش را می بینم لذت می برم.

شما با نیکی کریمی هم کار کردید. چطور تجربه ای بود؟

واقعا سخت بود.او هیچ وقت سر موقع به تمرین نمی آمد یا یهو وسط تمرینش که یک ساعت بود، می رفت (خنده). آن موقع به خاطر فیلم سرش خیلی شلوغ بود و باید سر فیلمبرداری می رفت.او می خواست برای فیلمی که به جشنواره هم رفت موتورسواری را یاد بگیرد چون نقش یک پیک موتوری را داشت. اما در نهایت خودم جایش بازی کردم (خنده).یک مربی زمانی از کارش لذت می برد که پیشرفت شاگردش را ببیند.به عنوان مثال در همین مسابقات هانیه شکیبی که نفر دوم شد صفر تا صد شاگرد خودم بود.

با هنرمندان دیگر کار نکردید؟

شهرزاد کمالزاده هم شاگردم بود. او استعداد خوبی داشت و خیلی هم خوش اخلاق است. شاگرد زرنگی بود که خیلی سریع مطلب را می گرفت. با اسدا... یکتا هم کار کردم که اتفاقا یک بار در پیست برایش جشن تولد گرفتیم و سورپرایزش کردیم. گویا سحر قریشی هم به موتورسواری علاقه نشان داده که او را هم به زودی به این ورزش می کشانیم (خنده).

با این حساب به فکر تشکیل تیم هنرمندان نیفتادید؟

اگر پایه باشند چراکه نه (خنده).

اگر کسی بخواهد وارد موتورسواری شود چقدر باید هزینه کند؟

اول از هر چیز باید برای این ورزش وقت بگذارد. حداقل در هفته باید دو،سه روز تمرین کند. شروع کار هم باید با موتور کوچک باشد و با احتساب آموزش با 20 تومان می توان کار را آغاز کرد.

پیشنهاد خارجی نداشتید؟

چرا اتفاقا یک پیشنهاد از آمریکا برای مسابقه و آموزش داشتم که تمام کارهایش را هم انجام داده بودم و ویزا هم گرفته بودم اما با قانونی که ترامپ گذاشت، همه چیز به هم ریخت. واقعا او قانون بی منطقی را وضع کرده. خیلی ها هستند که در آمریکا زندگی دارند، نمی توانند که آن را رها کنند. غیر از آمریکا از اسپانیا هم پیشنهاد داشتم که نشد. البته به یک فستیوال جهانی در ایتالیا هم دعوت شدم که در آن شرکت کردم.

شما تجربه موتورسواری در خیابان های تهران را هم دارید.

بله، قبل از اینکه به صورت حرفه ای وارد موتورسواری بشوم، بعد از اینکه کارم تمام می شد، از 8 شب تا 2 در تهران موتورسواری می کردم. لباس هایم هم طوری بود که کسی متوجه خانم بودنم نمی شد. من به عشق موتورسواری این کار را می کردم و ترسی از لو رفتنم نداشتم.

خطرناک ترین کاری که در موتورسواری کردید چه بود؟

یک بار می خواستم برای انجام یک حرکت نمایشی پرش بلندی داشته باشم که در ارتفاع کوتاه چند بار آن را تمرین کردم. اما ارتفاع اصلی خیلی بلند بود و زمانی که پریدم در گودالی که بین دو ارتفاع وجود داشت سقوط کردم. آن زمان حتی بیهوش شدم. وقتی به هوش آمدم می پرسیدم چه اتفاقی افتاده. اما خوشبختانه آسیب جدی ندیدم.