b_Newsسيروس الوند در گفت‌وگوي اختصاصي با «گل»:

براي فيلم سينمايي نه، اما با علي كريمي مي‌شود يك فيلم مستند ساخت

تاریخ: 1396/06/29
زمان: 21: 02
نوع: خبر
گپ زدن با سيروس الوند حتي براي رسانه‌هاي هنري هم كار چندان راحتي نيست.


سيداحسان هاشمي / گپ زدن با سيروس الوند حتي براي رسانه‌هاي هنري هم كار چندان راحتي نيست. آقاي كارگردان كه اين روزها به‌شدت مشغول ساخت سريال جديدش است، بعد از حضورش در بازي تيم علي كريمي با ما به گپ و گفت پرداخت و ماحصل آن به يك مصاحبه فوتبالي قابل توجه تبديل شد: «براي فيلم سينمايي نه، اما با علي كريمي مي‌شود يك فيلم مستند ساخت.»


ديدن سيروس الوند در استاديوم براي خيلي‌ها جالب بود. چه شد كه براي تماشاي بازي تيم نفت به استاديوم رفتي؟
اين اولين بازي نفت با مربيگري علي كريمي بود و با توجه به مشكلات اقتصادي‌اي كه براي تيم نفت به‌وجود آمده بود، به تماشاي بازي نفت رفتم. حسابش را بكنيد كشوري روي نفت خوابيده و فقط يك تيم به اسم نفت داريم كه بازيكنانش به‌خاطر نبودن پول مي‌روند... اين خيلي تراژيك است.
من قبلا هم براي ديدن بازي‌هاي پرسپوليس به استاديوم آزادي رفته بودم اما اين‌بار براي حمايت از تيم نفت با سرمربيگري علي كريمي رفتم. مهم‌ترين صادرات ما نفت است و مهم‌ترين موضوع اقتصادي ما هم نفت است.


حسابش را بكنيد با تمام سرمايه‌اي كه نفت دارد، تيم نفت پولي در بساط ندارد.
من دوست دارم كه هم تيم نفت به سر و سامان برسد و هم علي كريمي بتواند در اين تيم به نتيجه برسد. من نتيجه مساوي را در بازي قبل مناسب مي‌دانم. چون علي كريمي فرصتي براي بازسازي نفت نداشت و با توجه به اين موضوع كسب همان يك امتياز هم قابل توجه بود.


يك جورايي شما از علي كريمي حمايت مي‌كنيد.
من صراحتا از علي كريمي حمايت مي‌كنم... او شخصيت خاصي در حرفه‌اش دارد. گاهي اوقات بعضي از آدم‌ها به‌خاطر حرفه و كارشان طرفدار پيدا مي‌كنند و محبوب مي‌شوند. اين آدم‌ها كم‌كم تبديل به يك شخصيت اجتماعي مي‌شوند. اين آدم‌ها در بزنگاه‌هاي خاص موضع‌گيري‌هايي مي‌كنند كه اين موضع‌گيري‌ها حايز اهميت است. خيلي‌ها معروف و مشهور هستند، اما مثلا از حضور خانم‌ها در استاديوم حمايت نمي‌كنند. اينها مي‌دانند كه بعضي چيزها برايشان هزينه دارد و احساس مي‌كنند كه اگر اين جانبداري‌ها را بكنند احتمالا در جاهايي درگير مي‌شوند و بعضي‌ها از اين كار خوش‌شان نمي‌آيد. اما علي كريمي كنار خانم‌ها مي‌ايستد، با آنها عكس مي‌گيرد و از حضور خانم‌ها در استاديوم حمايت مي‌كند. اين يك موضع‌گيري اجتماعي است. اين را من از خيلي از دوستان توقع داشتم، اما كاري انجام ندادند. خود من هم طرفدار حضور خانم‌ها در استاديوم با رعايت شرايط خاص هستم.  مي‌شود با يك برنامه‌ريزي دقيق خانم‌ها به استاديوم‌ بيايند و هيچ اتفاق خاصي نيفتد. شما مطمئن باشيد آنها چيزي در استاديوم نمي‌شنوند، كه قبلا در خيابان نشنيده باشند. آن جوي كه دوستان نگرانش هستند در تمام كوچه‌ها، خيابان‌ها و ماشين‌ وجود دارد. فقط كافي است كه يك بار شما به طور اتفاقي در دوردور كردن‌ها گير كنيد، آن وقت صحنه‌هايي مي‌بينيد كه به‌شدت زننده‌تر از بدترين فضاي استاديوم است. اصلا شايد اگر خانم‌ها در استاديوم حضور پيدا كنند، همان چيزهايي كه نگرانش هستيد هم كمرنگ شود و از بين برود. شايد با حضور خانم‌ها در استاديوم خيلي‌ها خودشان را جمع و جور كنند و يكسري حرف‌ها را به زبان نياورند. اين راهي است كه تا به حال امتحان نشده و البته هيچ ضرري ندارد.


شما در مورد بزنگاه‌ها، مسايل اجتماعي و يارگيري‌هاي خاص علي كريمي صحبت كرديد و اين قطعا فقط به فوتبال و ورود خانم‌ها به استاديوم برنمي‌گردد.
من فعلا فقط در مورد فوتبال و اين مسايل با شما صحبت مي‌كنم و نمي‌خواهم در مورد چيزهاي ديگر حرف بزنم.


پس شما به‌شدت موافق حضور خانم‌ها در استاديوم هستيد؟
فيفا تمام مسايل ما را زير نظر دارد حتي وقتي يكي از تماشاگران يك ترقه پرتاب كرد، ما به‌خاطر آن جريمه شديم. در حال حاضر فوتبال ما در جايگاه اول آسيا حضور دارد و شك نكنيد محروم ماندن خانم‌ها از ديدن بازي‌هاي تيم‌ملي كشورشان موضوعي نيست كه از چشم FIFA و AFC دور بماند. همين چند وقت پيش وقتي بازي تيم‌ملي ما با سوريه انجام مي‌شد، خانم‌هاي سوري به‌راحتي در استاديوم حاضر شدند ولي خانم‌هاي ايراني پشت درهاي ورزشگاه ماندند. همه اينها باعث شد تا احساس وظيفه كنم و در مورد اين موضوع صحبت كنم. همان‌طور كه به سختي از ازگل به ورزشگاه تختي در اتوبان افسريه رفتم تا بازي تيم نفت و علي كريمي را ببينم. راه زيادي بود و خيلي در ترافيك ماندم اما اگر پايش بيفتد باز هم اين كار را انجام مي‌دهم.


با توجه به اين موضوع و علاقه‌اي كه شما به علي كريمي داريد، اين احتمال وجود دارد بخواهيد از او در سينما استفاده كنيد.
شايد براي‌تان جالب باشد كه بدانيد آن روز را براي اولين‌بار علي كريمي را مي‌ديدم. ما نه رفاقتي داشتيم و نه رابطه‌اي. من خيلي از فوتباليست‌ها را مي‌شناسم و با آنها دوست بودم اما با علي كريمي رفاقتي نداشتم و براي ديدن او به ورزشگاه رفتم. در زمان بازي كريمي كنار نيمكت بود و در پايان بازي بود كه همديگر را ديديم و خوش و بش كرديم و بعد از آن هم به هتل رفتيم و يك‌ساعتي آنجا گپ زديم.


محبوبيت و جذابيت‌هاي علي كريمي و همين‌طور علاقه‌مندي شما به فوتبال تا حالا سيروس الوند را براي همكاري با علي كريمي قلقلك نداده؟
قلقلك چرا! اما تا به حال در مورد اين موضوع با كريمي صحبتي نكردم و اولين بار است كه در موردش صحبت مي‌كنم. من فكر مي‌كنم با علي كريمي شايد بشود كاري مستند كرد ولي در حوزه سينما بايد از بازيگرها استفاده كرد. اگر مثلا من بخواهم از علي كريمي در يك فيلم سينمايي استفاده كنم، از محبوبيت او سوءاستفاده كرده‌ام و من آدمي نيستم كه چنين كاري را انجام دهم. چند سال پيش دوستان به من پيشنهاد استفاده از احمدرضا عابدزاده را دادند. عابدزاده در آن دوران بسيار محبوب بود و من هم او را خيلي دوست داشتم اما اين كار را نكردم و معتقد بودم استفاده كردن از محبوبيت ورزشي او از طرف من كار درستي نيست. جواب آن دوستان را هم چنين دادم و گفتم هر وقت گذاشتيد كه حداقل يك نيمه خسرو (شكيبايي) درون دروازه تيم‌ملي بايستد من هم به عابدزاده يك نقشي مي‌دهم.


واقعا؟
بله... بعضي‌ها فكر مي‌كنند كه بدون هيچ تخصصي و فقط با استفاده از محبوبيت مي‌توان جلوي دوربين آمد.


داشتيد در مورد علي كريمي و ماجراي فيلم مستند مي‌گفتيد.
اگر قرار به اين كار باشد و علي كريمي بپذيرد، بايد با او مدت‌ها در مورد مسايل مختلف مثل بيان، بدن و... كار كنيم. تصور من اين است كه او حضور در هيچ فيلم‌سينمايي و مستندي را دوست ندارد و به همين دليل من هم هرگز به او پيشنهادي ندادم.


در مورد حضور چهره‌هاي سرشناس ورزشي و خصوصا فوتباليست‌ها در سينما چه صحبتي داريد؟
من اين قضيه را خيلي مثبت نمي‌بينم. بارها اين اتفاق افتاده و اكثر گزينه‌ها به موفقيت آنچناني نرسيدند. اولين نفر عزيز اصلي بود كه ساموئل خاكيچيان با توجه به شرايط فيزيكي‌اش از او استفاده كرد اما اين دروازه‌بان فوتبال برايش اتفاق خاصي نيفتاد. امامعلي حبيبي كه كشتي‌كج‌ كار بود به توفيق آنچناني در سينما نرسيد.


اما گزينه‌هايي مثل بيك ايمانوردي،‌ فردين و حتي همين پژمان جمشيدي توانستند به جايگاه نسبتا خوبي برسند.
فرديني كه شما از آن صحبت مي‌كنيد مربوط به شصت سال پيش مي‌شود و سينماي الان ربطي به آن موقع ندارد. اين را هم فراموش نكنيد كه خيلي طول كشيد تا محمدعلي فردين كشتي‌گير، «فردين» سينما شد.
شما حسابش را بكنيد كه  يك نفر سوريان را براي كار سينمايي بياورد يا همين هادي ساعي كه جلوي دوربين رفت. بدون شك اينها هرگز نمي‌توانند به بازيگران سينمايي درجه يك تبديل شوند.


شما قطعا پرسپوليسي هستيد!
بله... پرسپوليسي‌اي هستم كه ضد تيم‌هاي ديگر نيست... لطفا دقت كنيد... من پرسپوليسي‌اي هستم كه مثلا دشمن استقلال نيستم.


پس با اين حساب اوضاع و احوال اين روزهاي استقلال را چطور مي‌بينيد؟
به عنوان يك پرسپوليسي براي استقلال ناراحت هستم و از نتايجي كه اين تيم مي‌گيرد، تاسف مي‌خورم. استقلال دچار بحران شده و تصور من اين است كه اين بحران فقط مربوط به منصوريان نمي‌شود. تا جايي كه من يادم مي‌آيد استقلال حتي در بدترين شرايط هم به اين شكل نبوده و باز هم مي‌گويم كه اميدوارم آبي‌ها هرچه زودتر به جايگاه واقعي خودشان برسند.


جالب اينكه آتيلا حجازي هم در گفت‌وگو با ما در مورد استقلال همين نظرات را داشت.
(خنده) من كه مصاحبه ايشان را نديدم اما خوشحالم كه صحبت‌هايم شبيه يك كارشناس فوتبال است.
من فوتبال را دوست دارم و حتي براي آن ايده‌هايي دارم كه شايد براي‌تان جالب باشد.


مثلا چه ايده‌اي؟ خيلي دوست داريم آنها را بشنويم.
مثلا من به سيستم 2-3-2-3 اعتقاد دارم. سه دفاع كه دو هافبك تدافعي در مقابل آنها وجود دارد. سه هافبك و دو مهاجم. در اين سيستم در زمان حمله دو بازيكن هافبك به دو مهاجم اضافه مي‌شود و تيم با سرعت زيادي چهار مهاجمه مي‌شود. در زمان دفاع هم دو هافبك تدافعي بين دفاع‌ها قرار مي‌گيرند و تيم پنج نفره دفاع مي‌كند. البته دو تا بال راست و چپ بايد بسيار دونده باشند.


چرا طرح‌هاي‌تان را ارايه نمي‌دهيد؟ مثلا چرا به عنوان پرسپوليسي اين ايده را با برانكو در ميان نمي‌گذاريد.
(خنده) شما همين را چاپ كن... صداي همه‌شان در مي‌آيد و مي‌گويند يك كارگردان چه كاره است در مورد فوتبال و سيستم صحبت مي‌كند. البته اگر خودشان در مورد سينما صحبت كنند، دوست ندارم تا صداي اعتراض كسي را بشنوم. اما شك نكنيد كه از من ايراد مي‌گيرند.‌(خنده)


پرسپوليس را چطور مي‌بينيد؟
معمولا ورزش‌هاي انفرادي ما موفق‌تر هستند و ورزش‌هاي گروهي با مشكل روبه‌رو مي‌شوند. نگاه نكنيد كه واليبال چند سالي است كارش خوب شده چون تا قبل از اين ما در ورزش‌هاي انفرادي مثل كشتي مقام كسب مي‌كرديم. كلا مردم ما عاشق قهرمان و كاراكترهاي خاص هستند... مثلا هنوز عاشق «قيصر» هستند. اين در جامعه ما يك موضوع رواني است بنابراين هرگز در مملكت يك گروه موسيقي هم زياد محبوب نمي‌شود. پرويز ياحقي به‌عنوان ويلونيست معروف مي‌شود. جليل شهناز به خاطر تارش و كسايي به خاطر ني زدنش. اما در غرب به اين شكل نيست. گروه‌ها مطرح مي‌شوند و از توي گروه پينك فولويد، راجر واترز معروف مي‌شود يا ديويد گيلمور به شهرت آنچناني مي‌رسند. به همين دليل در فوتبال ما هم ستاره‌ها، محبوب‌تر مي‌شوند. جدا از بازيكناني مثل حجازي، پروين و ... معمولا آنهايي كه گل مي‌زدند، مثل بهزادي، كلاني و... در اوج شهرت بودند.
از همان جام‌جهاني 98 كه خداداد به استراليا گل زد، اتفاق‌هاي خوبي در فوتبال ما افتاد. گل خداداد نتيجه دو پاس خيلي خوب بود. سري كه كريم باقري زد و پاسي كه علي دايي به خداداد داد. از آنجا فرهنگ پاس در فوتبال ما جا افتاد و حتي رسانه‌هاي ورزشي و مطبوعاتي‌ها به پاس گل امتياز دادند و به جا افتادن اين فرهنگ كمك كردند.
به نظر من رمز موفقيت پرسپوليس اين است كه بازيكنان اين تيم به‌خوبي به هم پاس مي‌دهند و همديگر را ساپورت مي‌كنند. برانكو در اين قضيه نقش مهمي دارد و خوشبختانه پرسپوليس ابرستاره‌اي ندارد. البته گاها گفته مي‌شود كه پرسپوليس ستاره‌اي به نام طارمي دارد كه همين فشار گاها باعث مي‌شود تا طارمي هم نتواند گل بزند. اين استرس ناخودآگاه باعث مي‌شود تا او خيلي از فرصت‌ها را از دست بدهد. اگر طارمي هم مثل احمدزاده و عليپور ديده شود، آن وقت تيم خيلي يك‌دست‌تري داريم. در مجموع معتقدم كه پرسپوليس خيلي خوب كار مي‌كند و مطمئنم كه با شكست دادن الهلال به فينال آسيا مي‌رسد.
اين روزها سر من خيلي شلوغ است كه بهتر است مصاحبه را همين‌جا تمام كنيم و سوال هنري و سينمايي پرسيده نشود. من روزنامه شما را مي‌شناسم (خنده) اما روزنامه قشنگي كه به نظر من شكل «كرم‌كارامل» مي‌ماند.





توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.