b_Newsآرزوی همیشگی تولدم شرمنده نشدن جلوی مادرم است

الهه منصوریان: دو مچ پا ندارم اما طلای جهان را می گیرم

تاریخ: 1396/07/06
زمان: 13: 33
نوع: گفتگو
تیم ملی ووشو بامداد سه شنبه راهی مسابقات قهرمانی جهان روسیه شد. میدانی که الهه منصوریان یک سالی می شود برایش تمرین می کند.

نگار رشیدی/ تیم ملی ووشو بامداد سه شنبه راهی مسابقات قهرمانی جهان روسیه شد. رقابت هایی که اهمیت زیادی برای نمایندگان کشورمان دارد و هرکدام شان دنبال مدال آوری هستند.الهه منصوریان هم کسی است که تقریبا یک سال برای این مسابقه تمرین و تلاش کرد. یکی از اهداف قهرمان ووشوی ایران از حضور در لیگ چین هم این بود که از نزدیک با چشم بادامی ها تمرین و مبارزه کند تا کارش در روسیه آسان شود.

هرچند کم کردن هشت کیلو وزن و مبارزه در وزن سبک تر به سختی کار الهه ووشو اضافه کرده اما او باز هم نمی خواهد مدال طلای این مسابقات را از دست بدهد. گفت و گوی منصوریان با «گل» را بخوانید.

 

بعد از کم کردن وزن در لیگ چین نوبت قهرمانی جهان رسید. انگار این موضوع قرار نیست از تو جدا شود؟

بله من در لیگ چین هم وزن کم می کردم. در کل وزن طبیعی من 58،59 کیلوگرم است که در چین تا 56 کیلو وزن کم می کردم. این بار هم به صلاحدید کادر فنی به 52 کیلو آمدم و فیکس هم شدم. رقابت در این وزن خیلی سخت تر است چون تعداد شرکت کننده ها بیشتر است اما با توجه به قدرت بدنی که من در 56 کیلو به دست آوردم شرایطم بهتر است.

 

پس الان با آمادگی کامل به روسیه رفتی.

بله ما کاملا آماده ایم. البته من دو ماه پیش مچ پای چپم آسیب دید و در این مدت آنچنان خوب تمرین نکردم با این حال تمام تلاشم را کردم که عقب نمانم. متاسفانه دو سال پیش مربی وارد ایران شد که خیلی علم تمرین نداشت و به همین خاطر آن زمان مچ پای راستم هم آسیب دید اما شگرد من پای چپم است. الان هم انگار دو مچ پا ندارم اما تجربه و آمادگی بدنی ام طوری است که می توانم مدال طلا بگیرم.

 

رقیبانت را که خوب می شناسی؟

بله کره، فیلیپین، ویتنام و چین نفرات خوبی دارند اما فکر می کنم چین نماینده اش در وزن من را نفرستد چون در لیگ چین او را شکست داده بودم.

 

امسال فکر کنم رکورد جشن تولد را هم شکستی؟

(خنده) بله همینطور است. در تولد اولم که قبل از ماه محرم بود یک جشن کوچک با دوستان و هم تیمی هایم گرفتم. اما دو تولد دیگر توسط دوستانی که در تولد اولم نبودم سورپرایز شدم. البته فقط یک دور همی دوستانه بود.

 

آرزوی تولدت هم که قابل حدس است...

بله من آرزو کردم طلای جهان را بگیرم. نه تنها من، بلکه همه بچه ها نتیجه خوبی بگیرند و بتوانیم از عنوان نایب قهرمانی مان دفاع کنیم.

 

بزرگ ترین آرزویی که روز تولدت داشتی چه بود؟

من آرزوهای زیادی داشتم که به آنها رسیدم. تنها آرزوی همیشگی ام این بوده که هیچ وقت شرمنده مادرم نشوم. تا امروز هم سعی کردم که این کار را انجام دهم.

 

راستی در آخرین روز تمرین تان هم که سحر مصیبی سورپرایزتان کرد...

بله سحر خیلی ما را دوست دارد و از همه زندگی مان باخبر است. او آمده بود که با ما خداحافظی کند. به جز سحر خیلی از دوستان و آشنایان هم آمدند و این حضور خیلی به ما انرژی داد.





توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.