b_Newsحضور مردم سمیرم در خانه ما، لطف امام حسین (ع) است/ عزاداری های تهران دارد رنگ چشم و هم چشمی می گیرد/ پایان محرم آغاز یک سال جدید برای من است

الهه منصوریان: اگر چشمم در جهانی 2013 کور نشد به خاطر محرم بود

تاریخ: 1396/07/08
زمان: 13: 20
نوع: گفتگو
الهه منصوریان برای اولین بار روزهای عاشورا و تاسوعا را نتوانست در زادگاهش باشد. او در گفت و گو با «گل» درباره محرم و زیبایی سمیرم در این روزها صحبت کرد.

نگار رشیدی/الهه منصوریان و خواهرانش همیشه عرق و علاقه خود به زادگاه شان را نشان داده اند و در اولین فرصت خود را به سمیرم می رسانند. آنها هر سال که ماه محرم و روزهای تاسوعا و عاشورا می رسد هرطور شده خود را به زادگاه می رسانند. اما امسال مسابقات قهرمانی جهان باعث شد تا الهه و شهربانو برای اولین بار در مراسم عزاداری سمیرم حاضر نباشند و کارها را به سهیلا بسپارند.

این مراسم و خدمتگزاری در آن تا حدی برای خواهران منصوریان مهم است که در مستند صفر تا سکو هم دقایقی را به آن اختصاص دادند. الهه در گفت و گویی که با «گل» داشت، از مهم ترین اتفاقی گفت که در ایام محرم برایش افتاده است.

 

امسال به جای سمیرم عاشورا و تاسوعا در روسیه هستی.

بله همینطور است. خدا را شکر تمام مسابقات ما در زمان هایی برگزار می شود که مناسبتی هست. حالا یا شهادت است یا یک عید مذهبی است که اتفاقا همین موضوع هم خیلی به ما کمک می کند. این بار هم امیدوارم امام حسین (ع) کمک مان کند تا یک نتیجه خوب بگیریم.

 

از اینکه در سمیرم نیستی ناراحت نیستی؟

ما هر سال هر جای ایران که بودیم عاشورا و تاسوعا خودمان را به سمیرم می رساندیم. هیات محله هر سال به خانه ما می آید و نذری داریم. من واقعا عاشق این روزها هستم تا عزاداری کنیم. الان هم خیلی ناراحت هستم که ایران نیستم. شهربانو که خیلی خیلی ناراحت است. او و سهیلا هر سال در مراسم در مسجد کار و از عزاداران پذیرایی می کنند و امسال اولین سالی است که نمی تواند این کار را انجام بدهد.

 

اغلب ورزشکاران در مراسم های عزاداری شرکت می کنند اما تعداد اندکی مثل شما خودشان کارهایی مثل پذیرایی را انجام می دهند.

ما از بچگی در این مراسم ها و مناسبت ها بودیم و از کار در آنها آرامش می گیریم. اینکه بین مردم عزاداری کنی حس خیلی خوبی است. 10 روز اول محرم در حسینیه مراسم هست و ما همیشه در آن حضور داریم. شاید همین که از بچگی در این مراسم بودیم حس و حال خاصی به ما می دهد. امام حسین (ع) هرچه که داشته برای ما گذاشت و واقعا کارهایی که ما انجام می دهیم چیزی نیست. امام حسین برای اعتقاداتش جنگید و هیچ نیازی به کارهای ما ندارد اما عزاداری خالصانه به ما آرامش می دهد.

 

پس باید نذرهای زیادی در روزهای محرم کرده باشی.

بله همین طور است. من نذری داشتم که به آن رسیدم و هر سال در هیات آن را ادا می کنم.

 

در سمیرم مراسم خاصی در عزاداری محرم دارید یا نه؟

بله، مراسم های سمیرم خیلی بزرگ است. تعزیه خوانی هنوز اینجا انجام می شود، شب ها هم مراسم سینه زنی و زنجیرزنی داریم. چیزی که دیدنش برای من خیلی قشنگ است را الان به شما می گویم. در سمیرم هفت محله هست که هر کدام شان به سبکی خاص عزاداری می کنند. تمام این هفت هیات برای ادای احترام به امامزاده می آیند و وقتی از بام سمیرم مسیر این دسته ها را ببینی کل خیابان سیاهپوش هستند که بسیار زیباست.

 

مهم ترین خاطره ات از این ایام چیست؟

مسابقات جهانی سال 2013 مالزی که صورتم آسیب دید و ممکن بود چشمم را از دست بدهم، در روزهای محرم بود ولی عاشورا و تاسوعا نبود. خدا را شکر من در آن آسیب دیدگی چشمم را از دست ندادم و این اتفاق خیلی مهمی برای من بود.

 

از نذری که گفتی یاد مستند صفر تا سکو افتادم. در این فیلم هم لحظاتی به مراسم نذری دادن گذشت.

من این حرف را از دید کارگردان و فیلمبردار می زنم. آنها می گفتند شما خیلی بین مردم حضور دارید و مردم هم از اینکه شما کنارشان هستید خوشحالند. برای ما هم جای خوشحالی دارد که مردم به هیات و عزاداری ما می آیند و با این کار به ما احترام می گذارند. اینکه مردم به خانه ما می آیند و نذری می گیرند لطف خیلی بزرگی است چون در این ایام جاهای زیادی است که نذری می دهند. از طرفی حضور مردم در حسینیه محله ما نشان دهنده لطف امام حسین (ع) است.

 

مراسم های عزاداری کمی در شهرهای بزرگ در حال تغییر است. در سمیرم هم چیزی عوض شده؟

نه ما اینجا هنوز کاملا به سبک سنتی عزاداری می کنیم. همانطور که گفتم هر محله یک حسینیه دارد که همه یک جا جمع می شوند و به هم کمک می کنند. اما در تهران نوع پذیرایی ها کمی متفاوت است. مثلا من در خیابان فرشته بودم و خیلی باکلاس شیرکاکائو با شیرینی خامه ای می دادند. انگار این نوع پذیرایی ها هم دارد رنگ و بوی چشم و چشمی می گیرد.

 

مهم ترین ویژگی محرم برای تو چیست؟

اگر اجازه دهید برای پاسخ به این سوال داستانی تعریف کنم. روزی پادشاهی در بیابانی گم می شود و به یک خانواده فقیر برخورد می کند. نه خانواده از هویت پادشاه خبر داشتند و نه پادشاه خودش را معرفی کرد. خانواده تا مدتی که پادشاه بود با تنها دارایی شان که یک بز بود از او پذیرایی کردند. وقتی پادشاه عزم رفتن می کند می بیند که بز نیست و جویایش می شود. وقتی جواب می شنود که بز را برای پذیرایی از او قربانی کردند متاثر شده و خودش را معرفی می کند و به آنها می گوید هروقت کاری داشتند نزد پادشاه بروند. بعد از مدتی آن خانواده دیگر توانایی امرار معاش نداشتند و سراغ پادشاه رفتند. بعد از سختی فراوان برای ملاقات، پادشاه بخش بزرگی از ثروتش را به آنها می دهد. این داستان را گفتم تا به امام حسین (ع) برسم. امام حسین (ع) هرچه که داشت برای دین اسلام گذاشت و حتی از خانواده و فرزند کوچکش هم گذشت. این خیلی با ارزش است که یک نفر چنین از خودگذشتگی داشته باشد. این مهم ترین ویژگی است که از نظر من محرم دارد و به انسان ها یاد می دهد که از خودگذشتگی را یاد بگیرند.

 

خودت برنامه خاصی در این روزها داری؟

من همیشه آخر محرم که می شود که کارهای خوب و بدی که انجام دادم را بررسی می کنم و به خاطر اشتباهاتی که مرتکب شدم توبه می کنم و حتی شاید گاهی به گریه هم بیفتم. این کار خیلی به من آرامش می دهد و یک جورهایی یک سال جدید را آغاز می کنم. آرامشی که این ایام به من می دهد غیرقابل توصیف است.





توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.