b_Newsکاظمی نژاد به من می گوید بگذار یک جوان جایت برود اما خودش به هیچ کس فرصت نمی دهد

محمدرضا براری: اگر من هم علیه شان مصاحبه می کردم این بلا را سرم نمی آوردند

b_News مرادی ایستاده بود و فقط از دور تماشا می کرد/ شورای فنی حذف من را گردن بیرانوند انداخت
تاریخ: 1396/08/15
زمان: 11: 23
نوع: گفتگو
محمدرضا براری وزنه برداری که خیلی عجیب از لیست تیم اعزامی به جهانی خط خورد، با همسرش به سفر رفته تا کمی از تلخی این روزها بکاهد.

نگار رشیدی/ محمدرضا براری وزنه برداری که خیلی عجیب از لیست تیم اعزامی به جهانی خط خورد، با همسرش به سفر رفته تا کمی از تلخی این روزها بکاهد. او در گفت و گویی که با «گل» داشت اعلام کرد او در شب کنگره این شانس را داشت که به تیم اضافه شود اما اجازه ندادند و او را به خانه فرستادند.

 

شما از تیم خط خوردید اما هنوز ویزاها نرسیده؟

خودشان هم می دانند برای هیچ کدام از وزنه برداران ویزا صادر نشده. امیدوارم ویزای همه صادر شود. اما من تعجب می کنم چرا به جای اینکه من را به خانه بفرستند، نگذاشتند در اردو بمانم و حتی اگر اسمم در تیم نبود، می توانستند در صورتی که به یکی از بچه ها ویزا نمی دادند، در شب آخر که کنگره بود با دلایل خودشان من را جایگزین کنند. چون اسم من در لیست اولی که فرستاده بودند بود و می توانستند در شب کنگره جابه جا کنند.

 

فکر می کنید درصد احتمال عمدی خط زدن شما بیشتر شد؟

اگر آدم بخواهد یک موضوعی را زیاد بگوید این تصور پیش می آید که می خواهد از خودش دفاع کند. همه کارشناس ها هم نظر بودند که امسال جور تیم ملی را من در چند مسابقه کشیدم. دو طلا از چهار طلای ایران را در بدترین شرایط من گرفتم. من در اردو روز به روز بهتر می شدم و از آنجایی که فکر می کردم در ترکیب هستم به خودم بیشتر فشار می آوردم وگرنه شرایطم اینطوری نمی شد و روز من بد نمی شد.

 

یعنی در این حد که نتوانید در انتخابی رکورد بالاتری داشته باشید؟

فیلم های من که خود مربی ها گرفته اند موجود است. من در روزی که هاشمی در آسیایی 185 زد، در آزادی 186 یک ضرب زدم. در اردوی بابلسر چند بار بالای 185 و 220 آمدم. گاهی حتی می توانستم بهتر هم باشم که مربی نگذاشت و گفت کم کم بالا بیا. دلیل خط زدنم را واقعا نمی دانم و نمی خواهم درباره اش حرف بزنم. وقتی آقای بیرانوند می گوید یک رکوردگیری بود و یکی باخت و یکی رفت، تمام زندگی من بود که رفت. به این راحتی نیست که به زبان بیاوری. پشت این رکوردگیری یک خانواده، سختی و عمر بود... من به اعضای شورای فنی هم گفتم نه قصد نفرین کردن دارم نه چیزی. خودشان می دانند و خدای خودشان. در کل قضاوت کار سختی است. می گویند در روز محشر قاضی یک پایش جهنم است و یک پایش بهشت. شاید آن روز که شورای فنی قضاوت کرده بود، نتیجه صحبت بیرانوند بود اما بیرانوند به من چیز دیگری گفته بود. الان هم می گویم شاید قسمت این بود. آدم باید همیشه به خدا ایمان داشته باشد.

 

دلخوری تان از سرمربی کمتر نشده؟

من و بیرانوند بارها در مسابقه هم اتاق بودیم و همیشه با هم رقابت دوستانه داشتیم. با این اتفاقات هم چیزی از آن رفاقت و برادری کم نمی شود اما طبیعی است که در این شرایط ناراحت باشم. حق باید به حق دار برسد و اینکه چشم ها را ببندند و رای بدهند و بگویند فلانی برود تجربه کسب کند، ناراحت کننده است... نگاه باید نگاه ملی باشد. اما امسال هم مثل سال گذشته زجر تحمل کردیم. پارسال بهادر مولایی می توانست بالای 90 درصد در المپیک مدال بیاورد، من هم همینطور.

 

بعد از خداحافظی تان کسی با شما تماس نگرفت؟

این هم یک اتفاق دیگر است که از آن بسیار ناراحتم. من اعلام کردم که از وزنه برداری خداحافظی می کنم اما نه از فدراسیون و نه از شورای فنی و مربی حتی یک بار نگفتند که بمان. این هم موید همان حرف است که چشمان شان را بستند و رای دادند.

 

پس انگار برنامه بزرگ تری برای شما داشتند؟

من با همه شان رفیق بودم. من برای این خداحافظی کردم که ته داستان را می دیدم. من بعد از مسابقه با شورای فنی صحبت کردم و رای شان آن چیزی که اعلام کردند نبود. آنها می گفتند سرمربی از تو دفاع نکرد... بیرانوند در تمام موارد از کاظمی نژاد مشورت می گرفت. یکی از 12 شرط سجاد انوشیروانی اختیار تام سرمربی بود.کوروش باقری و انوشیروانی همیشه اختیار تام داشتند و دخالت در تمام موضوعاتی که به سرمربی برمی گردد وجهه سرمربی را زیر سوال می برد. با این حال من هنوز هم با همه شان رفیق هستم اما گاهی باید حقایق را بگویی.

 

با این حساب صحبت کوروش باقری مبنی بر اینکه تصمیم ها را گردن نمی گیرند مصداق پیدا کرد؟

مرادی به عنوان رییس انتظار داشتم از من دفاع کند. در جلسه شورای فنی هم با وجود اصرار زیاد من ارزشی برایم قائل نشد. من خیلی برای تیم زحمت کشیده بودم و سهمیه المپیک گرفتم. خیلی از کشورها میلیاردها برای ورزشکاران شان هزینه می کنند تا مدال بگیرند ولی مرادی از دور نگاه می کرد. من با مرادی رابطه خیلی نزدیکی داشتم اما بعد از این اتفاق با خودم فکر کردم و باز هم ترجیح دادم خیلی جاها سکوت کنم. شاید سرمربی و کاظمی نژاد بگویند این تیم بدون محمدرضا هم نتیجه می گیرد. بله همین هم می شود ولی یک جایی ضربه ای که به من زدند به خودشان وارد می شود که البته امیدوارم این اتفاق نیفتد ولی حق به حق دار می رسد. مردم همیشه بهترین قاضی بودند و من تا ابد هم بگویم حق با من است فایده ای ندارد. من انتظار داشتم یک رکوردگیری برایم بگذارند. اما شاید نگاه شان به من این بود که همیشه ساکت بودم و مصاحبه نمی کردم. اگر مثل برخی ها تا فدراسیون یک کاری می کرد سریع علیه شان مصاحبه می کردم، این ترس در وجودشان بود و این بلا را سرم نمی آوردند. چوب ساکت بودن و احترامی که برای شان قائل بودم را خوردم.

 

آخر این داستان چه می شود؟

حرف های ما باید به گوش وزیر برسد. یک نفر از وزارت ورزش بیاید با من و فدراسیون بنشینند و دلیل خط زدن من را بپرسند. من که قانع نشدم حداقل وزارت ورزش را قانع کنند. همیشه پشت این پنهان شدند که این تصمیم جمعی بوده. بعد از این همه اتفاق انتظار دارم یک نفر زنگ بزند و بپرسد مشکلت چیست... چطور شورای فنی رای داده الان پاسخگو نیست که چرا این بلاها سر من و بهادر آمد... سرمایه مملکت رفت... من که می توانم مدال آسیا بگیرم و باز هم به المپیک بروم دارم می روم اما یک نفر نیست که به داد من برسد حتی رییس فدراسیون. سرمایه وزنه برداری دارد نابود می شود و همه دست روی دست گذاشتند. شخص آقای کاظمی نژاد در تمام مسابقات و سفرها بود و 20 سال است سرمربی نفت است. او به من می گوید بگذار یک جوان برود و تجربه کسب کند اما  چرا خودش به جوان ها فرصت نمی دهد؟ چرا 20 سال است سرمربی نفت هستی؟ 20 سال است باشگاه های آسیا می روی؟ چرا نمی گذاری یک جوان به جایت برود؟ چرا ما را زیر سوال می بری؟ من الان در 28 سالگی ته پختگی ام است و الان زمان مدال گرفتنم است اما نابودم کردند. مثل من خیلی های دیگر رفته اند.

 

 





توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.