b_Newsهمشهریان زلزله زده ام مشکل سرپناه دارند/مسوولان جاهایی می رفتند که دوربین بود، مردم کوتاهی آنها را جبران کردند!

سونیا گماری: تلخ ترین نقره آسیا را گرفتم، فکر می کردم خانواده ام را در زلزله از دست دادم !

تاریخ: 1396/08/30
زمان: 09: 31
نوع: گفتگو
مسابقات قهرمانی آسیای کانوپولو حسن ختام خوبی برای سونیا گماری نداشت. از یک سو مدال نقره و از سوی دیگر حادثه زلزله کرمانشاه که او را در نگرانی گذاشت.

نگار رشیدی/ مسابقات قهرمانی آسیای کانوپولو حسن ختام خوبی برای سونیا گماری نداشت. قایقرانی که ماه ها برای این مسابقات تلاش کرد و هر بار با لبخند به استقبال تمرینات سخت می رفت، از یک سو به قهرمانی این مسابقات نرسید و نقره گرفت و از سوی دیگر با شنیدن خبر زمین لرزه در کرمانشاه بیشتر از هر زمانی کامش تلخ شد.

گماری که خود اصلیتی کرمانشاهی دارد، بلافاصله پس از بازگشت از مالزی راهی کرمانشاه شد تا کنار مردمش باشد. او در گفت و گویی که با «گل» داشت، نیاز اساسی مردم زلزله زده را وسایل گرمایشی و سرپناه دانست و مانند بسیاری از کسانی که برای کمک به کرمانشاه رفتند، از مردم تشکر و از برخی مسوولان انتقاد کرد.

 

 خدا قوت. از کرمانشاه چه خبر؟

خدا را شکر خود کرمانشاه آسیب جدی ندیده. فقط متاسفانه روستاها و شهرستان های اطراف با خاک یکسان شدند.

 

شما چه زمانی به کرمانشاه رسیدید؟

من چون تازه از مسابقات برگشتم نتوانستم زودتر بیایم و روز گذشته (یکشنبه) به مناطق اعزام شدیم. در این مدت هم به چند روستا و سر پل ذهاب رفتیم. صحنه هایی که دیدیم بسیار ناراحت کننده بود اما خدا را شکر کمک رسانی مخصوصا از سوی مردم فوق العاده بود.اما هنوز مشکل سرپناه و وسایل گرمایشی وجود دارد.

 

هنوز توزیع اقلام با مشکل روبه رو است؟

خوشبختانه همه چیز عالی بود و نمی توان گفت نارضایتی وجود دارد. الان با توجه به فصل سرما مشکل سرپناه داریم. ما چیزی لازم داریم که بیشتر از چادر کاربرد داشته باشد مثل کانکس. وگرنه توزیع پتو خیلی خوب بود و فکر نمی کنم دیگر پتو نیاز باشد، مگر روستاهای مرزی. شاید باورتان نشود اما خیلی سخت است که در میان این مردم لبخند زد تا روحیه داد... شاید اگر شما  جای من بودید و آن صحنه ها را می دیدید نمی توانستید خودتان را کنترل کنید. در عرض چند ثانیه یک زندگی متلاشی شد، عزیزترین افراد زندگی شان را از دست دادند و ... واقعا خیلی بد بود.

 

از آنجایی که شما کرمانشاهی هستید قطعا برای تان خیلی سخت تر است.

دقیقا زمانی که این حادثه اتفاق افتاد من مالزی بودم. حال من را هیچ کس نمی تواند درک کند که من آنجا چه حالی داشتم که در ایران چه اتفاقی افتاده. چون دسترسی به هیچ چیزی هم نداشتم. به هرکس زنگ می زدم یا پیام می دادم جواب نمی داد. خیلی حالم بد بود. آن لحظه دوست داشتم اینجا بودم چون حداقل می توانستم بدانم خانواده ام صحیح و سالم هستند. تا زمانی که از خانواده ام خبر نگرفتم خیلی حالم بد بود.

 

در مناطقی که آسیب دیدند آشنا یا فامیلی داشتید؟

نه می توانم بگویم خوشبختانه نه می توانم بگویم متاسفانه. نه کسی را در این مناطق نداشتیم اما دیدن این صحنه ها فرقی نمی کند که برای همشهری ات باشد یا هموطنت. آنها هم انسان هستند. واقعا دردناک است.

 

با این اتفاق قهرمانی آسیا نباید یادآور خاطره خوش برای تان باشد؟

بله متاسفانه این مسابقات به یکی از بدترین خاطراتم تبدیل شد. من هیچ لذتی از مقامم نبردم و با حال بدی به ایران برگشتم.

 

با اینکه از کشور دور بودید بلافاصله برای کمک دست به کار شدید.

تنها کاری که می توانستم انجام بدهم همین بود. استقبال مردم عالی بود. بسیاری حتی خیلی کم کمک کردند و آنجا کاری جز این از من برنمی آمد. حتی یکی از دوستانم از آلمان کمک فرستاد که نمی دانم چطور از او تشکر کنم. خیلی ها از شهرهای دور افتاده برای من کمک فرستادند.

 

ورزشکاران جزو اولین گروه هایی بودند که وارد گود شدند، حتی پیش از مسوولان...

من احساس می کنم این یک تلنگر برای مسوولان بود چون مردم هیچ وظیفه ای نداشتند. متاسفانه انجام وظیفه مسوولان هم خیلی کمرنگ دیده شد. اما مردم و ورزشکاران سنگ تمام گذاشتند و هرکس به نوبه خودش کمک می کرد و ارتباط شان با زلزله زده ها لطف بزرگی بود.

 

علی دایی که گفته بود من برای خدا و دل خودم پیشقدم شدم.

هم ایشان و هم تمام مردم سنگ تمام گذاشتند در صورتی که باز هم می گویم این وظیفه مسوولان بود که کمرنگ بود و مردم جبران کردند.

 

البته مسوولان هم کم حاشیه نبودند. مثل نوع توزیع وسایل و ضرب و شتم مردم!

خیلی از مسایل هم به جنبه تبلیغاتی برمی گردد. مسوولان ما جاهایی رفتند که دوربین بود. ما روستاهایی داشتیم که با خاک یکسان شده بودند و واقعا نیاز به کمک داشتند اما کسی آنجا نرفته بود. فقط مردم بودند که امدادرسانی کردند. اما در شهر که مرکز توجه و حاشیه بود مسوولان بودند.

 

از چهره های معروف به نظرتان چه کسی تلاش بیشتری داشت؟

همه واقعا زحمت کشیدند. ما با هیات پزشکی ورزشی اعزام شدیم که بسیاری از ورزشکاران و ملی پوشان از رشته های مختلف بودند. مشارکت واقعا عالی بود.

 

به نظرتان چرا این حرکت های خیرخواهانه دایمی نیست و به اتفاق های بد محدود می شود؟

اتفاقا من درباره همین موضوع صحبت می کردم. اینکه کاش این زلزله اتفاق نمی افتاد و این کمک های مردمی به کل کشور ارسال می شد. در این صورت ما دیگر مشکلی نداشتیم که کسی بخواهد در رنج و عذاب باشد. اما یک تلنگر لازم است تا حس انسان دوستانه مردم بیدار شود.

 

واکنش مردم با دیدن ورزشکاران چطور بود؟

ما دیروز یک صحنه خیلی زیبا دیدیم. ما از هر شهرستانی که آسیب ندیده بودند رد می شدیم مثل جوانرود، مردم خیلی خونگرم با هرچه که داشتند از ما پذیرایی می کردند و خوشامد می گفتند که به مناطق می رویم. شاید تا به حال استقبالی به این شکل ندیده باشم.خود ما شرمنده می شدیم از محبت مردم.

 

در انتها درباره قهرمانی آسیا صحبت کنیم که برای شما تلخ تمام شد.

خوشبختانه حادثه زلزله بعد از مسابقه ما رخ داد. نمی توانم بگویم خیلی راضی بودم چون ما برای قهرمانی رفتیم اما متاسفانه نایب قهرمان شدیم ولی خدا را شکر می کنم که دست خالی برنگشتیم. سطح مسابقه نسبت به دوره های گذشته خیلی بالا بود. همه تیم ها برای قهرمانی آمده بودند و آنها هم تلاش کرده بودند. ما یک مقدار نسبت به تیم های دیگر پایین تر بود. مسابقات تدارکاتی مان صفر بود. ما فقط اردوی داخلی داشتیم که با رشته ما کمی مغایرت دارد. ما باید تورنمنت و بازی تدارکاتی داشته باشیم که نبودشان کارمان را سخت کرد. ما پنج دوره قهرمان آسیا بودیم که دو دوره است نایب قهرمان می شویم که خیلی برای مان سخت است. در کل همه چیز دست به دست هم داده بود که یک مدت من از چیزی راضی نباشم.





توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.