b_Newsحق و حقوم را در شهرداری نداده اند، ذهنم مشغول شده

بشیر باباجان زاده: تصادف بدی بود اما شکر خدا به خیر گذشت

b_News محمد بنا فورا زنگ زد و حالم را پرسید
تاریخ: 1396/09/01
زمان: 17: 51
نوع: گفتگو
بشیر باباجان زاده ملی پوش سابق سنگین وزن کشتی فرنگی ایران، چند روز پیش در مسیر کرمان دچار سانحه تصادف شد.

حامد جیرودی/ بشیر باباجان زاده ملی پوش سابق سنگین وزن کشتی فرنگی ایران، مدتی است که وارد دنیای مربیگری شده و در باشگاه گل گهر سیرجان به امر سازندگی می پردازد. او رور شنبه قصد سفر به کرمان را داشت که در ایستگاه امامزاده عباس بابل دچار سانحه تصادف شد و خودروی او به یک خودروی دیگر برخورد کرد اماخوشبختانه اتفاق بدی نیفتاد و هم باباجان زاده و هم راننده ای که با او تصادف کرد، سلامت هستند.

بشیر در گفت و گویی که با «گل» داشت، به این موضوع اشاره کرد که محمد بنا سرمربی پیشین تیم ملی کشتی فرنگی جویای احوال او شده است.

 

فیلم تصادف ات نشان می داد که سانحه خطرناکی را پشت سر گذاشته ای!

بله همین طور است. خدا را شکر اتفاق بدی رخ نداد و همه سلامت هستیم. البته تصادف بدی بود که من در آن مقصر نبودم اما ممکن بود جان هر دو ما یعنی هم من و هم راننده مقابل به خطر بیفتد که خوشبختانه به خیر گذشت.

 

کجا می رفتی؟

من می خواستم به کرمان بروم تا سر تمرینات تیمم حاضر شوم که این اتفاق افتاد. من خیلی هم شانس آوردم که هم به در راننده نزدم که موجب آسیب دیدن راننده می شد و هم شانس آوردم که خودم چپ نکردم. راستش آنقدر ذهنم مشغول است که گاهی حواس آدم پرت می شود و باعث می شود تا این اتفاق ها بیفتد.

 

برای چه فکرت مشغول است؟

راستش را بخواهید همچنان درگیر محل کارم در بابل هستم. از روزی که به سیرجان رفته ام، حقوق و بیمه من در شهرداری بابل را قطع کرده اند و با این که خیلی پیگیر بوده ام اما حق و حقوق من را نمی دهند. مگر یک ورزشکار مثل من چقدر درآمد دارد که حقوق اش هم قطع شود. این موضوع باعث ناراحتی من شده و به هم ریخته ام و نمی دانم چه خواهد شد!

 

الان خوبی؟

بله فقط دستم کمی کوفته شد که روی آن یخ گذاشتم.

 

دوستانت به تو بعد از تصادف زنگ زدند؟

بله خیلی از دوستان جویای احوال من بودند که از آنها تشکر می کنم. خصوصا سلطان محمد بنا که فورا زنگ زد و حالم را پرسید.

 

بنا چه می گفت؟

استاد خیلی نگران من شده بود و زنگ زد که ببیند چه اتفاقی افتاده.

 

مثل این که خیلی هوایت را دارد.

همه زندگی من، محمد بناست. این شخصیت آنقدر بزرگ است که همتای او و رسول خادم پیدا نمی شود. این دو نفر خیلی به من محبت داشته اند و کمک ام کرده اند.

 

خادم که به همراه تعدادی از کشتی گیران برای کمک به زلزله زدگان راهی کرمانشاه شده بود.

باور کنید وقتی عکس های بچه ها و آقا رسول را دیدم، عشق کردم و احساس غرور به من دست داد. انگار که باری از روی دوشم برداشته شده بود.

 

در این چند وقت خیلی از ورزشکاران برای کمک به آسیب دیدگان زلزله دست به کار شدند. خودت هم در بابل کاری انجام دادی؟

بله هم خودم و هم دوستان مان در حد توان مان کمک کردیم اما نخواستیم که رسانه ای شود.

 

از باشگاه ات چه خبر؟

همان طور که گفتم می خواستم به سر تمرین بروم که این اتفاق تصادف افتاد و شرمنده بچه های سیرجان شدم و امیدوارم که هر چه زودتر بتوانم دوباره کارم را شروع کنم.

 

امین میرزاده کشتی گیر سنگین وزنی که از او تعریف می کردی هم که به تیم امید کشتی فرنگی دعوت شد.

او کشتی گیر جوان و خوبی است و اگر همت داشته باشد و وقت بگذارد، به موفقیت خواهد رسید. در باشگاه خودم هم احسان اسماعیل پور کشتی گیر خوبی است که قهرمان کشور شد و آینده روشنی دارد.

 

مثل این که حسابی درگیر مربیگری شده ای؟

بله من عاشق کشتی هستم و برای همین مربیگری را هم دوست دارم اما اتفاقاتی که درباره کارم افتاد و آن را توضیح دادم، باعث شده تا شرایط روحی مناسبی نداشته باشم و فکرم مشغول باشد.





توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.