b_Newsاگر بشود مشعل المپیک زمستانی را با موتور حمل می کنم

بهناز شفیعی: نمی دانم چرا وقتی همه می دانند من بدلکار نیکی کریمی بودم، خلافش را گفتند؟!

b_News چون موتورسوارم حضورم در برنامه رشیدپور لغو شد!
تاریخ: 1396/09/18
زمان: 10: 45
نوع: گفتگو
بهناز شفیعی چند وقتی است در صدر اخبار رسانه های مختلف قرار دارد. البته این اخبار چندان به موتورسواری و قهرمانی برنمی گردد و مربوط به بدلکاری اش در فیلم نیکی کریمی است.

نگار رشیدی/ بهناز شفیعی چند وقتی است در صدر اخبار رسانه های مختلف قرار دارد. البته این اخبار چندان به موتورسواری و قهرمانی برنمی گردد.تازه ترین خبرها درباره او اکران فیلم آذر بود. فیلمی که در آن شفیعی به نیکی کریمی آموزش موتورسواری داده بود اما در نهایت به جایش در فیلم بازی کرد تا به این ترتیب نخستین تجربه بدلکاری خود را هم داشته باشد. ولی اکران «آذر» چندان برای دختر موتورسوار ایران خوشحال کننده نبود.

بیشتر از اینکه دستمزد شفیعی برای بدلکاری پرداخت نشده، او از این موضوع گلایه دارد که هیچ اسمی از او به عنوان مربی یا بدلکار در این فیلم برده نشده. این در حالی است که از زمان فیلمبرداری «آذر» این موضوع بیان شده بود! نکته جالب تر درباره نیکی کریمی این است که کریمی کمپینی به راه انداخته و در آن سراغ بانوان جنگجو می رود اما در این پویش هیچ نامی از بهناز شفیعی نیست. کسی که تابوی موتورسواری دختران را شکست و البته در «آذر» هم موتورسواری یک بانو مطرح شده است.

 

«آذر» بالاخره اکران شد اما با چاشنی اتفاقات تلخ...

بله این فیلم اکران شد و من هم تماشایش کردم. فیلم جالبی بود اما اینکه خانم کریمی گفتند من خودم موتورسواری کردم جای تعجب داشت. همه می دانند من بدلکار ایشان بودم اما چرا چنین صحبتی کردند را نمی فهمم. جدای از این گله های دیگری هم هست. به نظر من گروه این فیلم خیلی حرفه ای نبودند. آنها قول دعوتم برای اکران را داده بودند که عمل نکردند، یا در روزهای فیلمبرداری بی برنامگی زیاد بود. پولی هم برای بدلکاری پرداخت نشد که البته برایم مهم نیست. اگر پرداخت هم می کردند آن را به نیازمندان کمک می کردم. اما واقعا در این کار به من سخت گذشت. من ریسر هستم و اصلا بدلکاری کار من نیست اما به خاطر علاقه ای که به نیکی کریمی داشتم پذیرفتم.

 

پس با این حساب اولین تجربه ات خیلی خوب نبود؟

نه اصلا خوب نبود. در این فیلم هماهنگی ها در حد صفر بود. من برای این گروه خیلی زحمت کشیدم و هر ساعتی که می گفتند از کرج می آمدم تا کارشان عقب نماند اما یک قدردانی کوچک هم از من نشد. حتی نگفتند اکران فیلم فلان روز است و بیا. جالب است خانم کریمی فیلم های آموزشش را منتشر کرده اما هیچ نامی از مربی نیاورده. تنها اسمی که از من آورده شد به خاطر اسپانسری شرکت انرژی موتور بود. اگر این هم نبود اصلا اسمی از من نمی آوردند. هرچند بعد از اتفاقات تلخ اخیر به مراسم فرش قرمز این فیلم دعوت شدم اما الان دیگر فایده ای ندارد و به این مراسم نمی روم.

 

در مصاحبه ای که پیش از این داشتیم گفته بودی چون نیکی کریمی نتوانسته بود موتورسواری کند بدلش شدی. حالا چطور نامی از تو برده نشده؟

بله قبلا هم به شما گفته بودم که کریمی تمرین را خیلی جدی نمی گرفت و از موتور هم می ترسید. اما وقتی فیلم اکران شد به من گفت به کسی نگویم که بدلکارش هستم چون اینطوری جذاب تر است. به نظر من این کار جالبی نیست.

 

به این ترتیب باز هم حاضری در فیلمی بدلکار باشی؟

درست است که تجربه خوبی در اولین کارم نداشتم اما در فیلم جدیدی که قرارداد بستم قرار نیست بدلکار باشم. خودم هم بازی می کنم و دیالوگ دارم.

 

راستی مستند صفر تا سکو را دیدی؟

نه متاسفانه هنوز فرصتش را پیدا نکردم. قبل از صفر تا سکو چند جا که صحبت می شد یا به این فکر می کردم که فیلم زندگی خودم ساخته شود، دوست داشتم عنوان فیلم من منفی صفر تا صد باشد. وقتی اسم صفر تا سکو را دیدم، فهمیدم چقدر این خواهران از من جلوتر بودند. آنها واقعا خیلی زحمت کشیدند و به آنها افتخار می کنم.

 

شما هم واقعا از ورزشکارانی هستید که دست به کار بزرگی زدید.

خیلی از ورزشکاران ما از صفر کارشان را آغاز کردند اما شرایط برای همه یکسان نیست و برخی رسانه ها ممکن است اخباری را بازتاب ندهند. به عنوان مثال من به برنامه آقای رشیدپور دعوت شده بودم که چون موتورسوارم و به دلایل دیگر لغو شد. الان تعداد بانوان در موتورسواری خیلی زیاد شده و با این کارها فقط دخالت بیگانگان بیشتر می شود و رسانه های خارجی بیشتر به این موضوع ها می پردازند. وقتی من در آمریکا بودم خیلی از رسانه ها خواستند با من مصاحبه کنند که این کار را نکردم اما هیچ استقبال بهتری از من در کشور نشد. زمانی که دنیا مخالف ترامپ بود من به آمریکا رفتم و پرچم ایران را در این کشور بالا بردم و فکر می کردم کار مفیدی کردم اما وقتی برگشتم با برخورد خوبی از سوی فدراسیون روبه رو نشدم.

 

کمی از فیلم و سینما دور شویم و به مشعل داری ات در المپیک زمستانی برسیم.

بله از ایران 16 نفر به عنوان مشعل داران این مسابقات انتخاب شدیم تا نماینده ایران باشیم. فکر می کنم رکورد کسانی که برای این کار در سایت سامسونگ ثبت نام کرده بودند برای ایران است. من تقریبا اطمینان داشتم که انتخاب می شوم چون سامسونگ افرادی را می خواست که محدودیت ها را کنار گذاشته بودند و به موفقیت رسیده بودند.

 

نمی خواهی مشعل را با موتور حمل کنی؟

من که از خدایم است (خنده). اگر آنجا موتور ببینم خواهش می کنم که این اجازه را به من بدهند. حمل مشعل با موتور خیلی جذاب می شود. اما جدای از این نکته جالب دیگر این است که من در روز تولدم باید مشعل را حمل کنم. فکر کنم باید مشعل را فوت کنم بعد تحویلش بدهم (خنده).

 

از تمرین و مسابقه چه خبر؟

برنامه های زیادی دارم. قرار نیست در این اوضاع من از کار خودم دست بکشم. در ماه های پیش رو چند مسابقه بین المللی هست که در آنها شرکت می کنم. البته کسب مجوز ورود به مسابقات برعهده فدراسیون است. از آنجا که مجوز ورد به مسابقات را از ایران ندارم ناچارم خودم به کشورهای میزبان بروم و مجوز بگیرم.  در این شرایط کدام اسپانسر حمایت می کند؟ اگر شده تمام زندگی ام را بفروشم به این مسابقات می روم. اما مشکلات من هنوز پابرجاست. تمرین من شخصی نیست و نیاز به پیست و موتور دارم. اما من هنوز اجازه ورود به پیست ندارم و مجبورم نصفه شب در جاده های خطرناک مثل چالوس و لشکرک تمرین کنم. آن هم در آسفالت غیراستاندارد که کوچک ترین خطایم با خطر مرگم مواجه می شود. من حتی اگر زمین بخورم مقصر می شوم چون گواهی نامه ندارم. آیا در ایران کسی هست این ریسک ها را به جان بخرد؟ ورزش من نیاز به آرامش ذهنی دارد که من ندارم. من کوچک ترین حمایتی نمی شوم و خارجی ها بیشتر از مردم خودمان من را می شناسند. امیدوارم روزی این شرایط برای من فراهم شود و حداقل اجازه تمرین در پیست آزادی را داشته باشیم. با وجود پیشنهادهای زیادی که از کشورهای دیگر دارم دلم می خواهد با پرچم ایران وارد مسابقات شوم. دوست ندارم شرایط به سطحی برسد که با پرچم کشور دیگری مسابقه بدهم...





توجه:کد امنیتی به حروف بزرگ و کوچک حساس نمی باشد.